بیهوده انگاشتم که مجال به تصویر کشیدن بزرگمردی چون "احمد شاملو" را در سالروز مرگش ( ۲ مرداد) خواهم داشت. فکر می کردم فرصتی خواهم داشت تا به پاس همه آن چیزهایی که از او آموخته ام ، می توانم یادی از او را در وبلاگ خود آلوده کنم . اما ... ای کاش مجالی بود ! مرا که توان توصیف راستی مردی چنین ، که در برابر تندر می ایستد ، خانه را روشن می کند و می میرد ، نبود . پس همان به که مجالش هم نباشد .
مگر چه شده است؟!
27 تیر 1385 بود که از اخبار بی شرم داخلی ، نکته ای نغر را برایمان بیان کردند ، و ما خندیدیم !! پسری به نام "سینا پایمرد" ، که به تازگی پا به سن شوم 18 سالگی گذاشته بود و باید تاوان گناه نوجوانی اش را در سن بلوغ پس می داد ، در پای چوبه ی دار قصد کرد به عنوان آخرین خواسته اش ، اندککی نی بنوازد . گویا نوای نی اش در دل ها اثر کرد ، که نه خود را ، بل هم قطار او را نیز از حکم بی بدیل اعدام رهانید .
در میان اخبارهای آن روز ، خستگی را از تن بینندگان به در کردند . اما چون خبر خوشایند و اندکی فانتزی بود ، کسی جویای این حماقت نبود و نشد که به کدامین گناه جوان 16 ساله (سن سینا در زمان ارتکاب قتل) را به حکم اعدام می بندند. تا اینکه یک سال از موعد اعدام او گذشت و قرار بود در 27 تیر 1386 او را به دار بیاویزند . ( او به قصاص محکوم شده بود و همانطور که می دانید تفاوت آن با حدود در این است که می توان با جلب رضایت اولیای دم ، طلب بخشش کرد ، حال با جبران آن به طریق دیگری . اما مسئولیت رسیدگی به امور مقتول را برادرانش در دست گرفته اند که بر مبلغ 150.000.000 تومان اصرار دارند . پدر "سینا" که تنها موفق شده بود 70 میلیون تومان را تهیه کند ، با توجه که دادگاه اعلام کرده بود اگر مبلغ را به 100 میلیون تومان برسانید امیدی به نجات فرزند هست ، ارزش سینا را می توان به راحتی 30.000.000 میلیون تومان رقم زد ، که مسلماً از جنازه ی خیلی ها کمتر می ارزد. ) اما این دومین بار بود که تا پای چوبه ی دار می رفت و کوله باری از حماقت من و تو را با خود می کشید ، همچون پدر مقدس در کتب مقدس ، ( اما خبری از درد جاودانگی نبود و نیست که او تنها فنا خواهد شد و چیزی بیش از آن نه .) ! اما اینبار هم با فشار هایی که از طرف خانواده ، وکیلش ، "نسرین ستوده" و جامعه ی جهانی (اتحادیه اروپا, نگرانی خود را نسبت به اجرای حكم اعدام سینا پایمرد, نوجوان 18ساله ایرانی كه محكوم به اعدام شده است, اعلام كرد.) وارد می آید ، 10 روز دیگر بر روزشمار تحمل مرگ می افزایند . ( این همه عذاب ، سبک تر از کفه ی کدام گناه خواهد بود ؟! )
امیدوارم تا موئد مقرر مبلغ باقی تهیه شود . البته لازم به ذکر است که عده ای از خیّرین در ایم امر قدر نهاده اند . شماره حساب حساب سپهر /۰۳۰۶۸۴۶۳۷۸۰۰۰/ بانک صادرات شعبه ی سه راه مجلس کد /۰۸۸۱/ به نام "سید سعید پایمرد" به همین منظور تهیه شده است . (برای اطلاعات بیشتر و قبول مسئولیت یا ایجاد ارتباط نزدیک تر به آدرس ( http://ma-hich-ma-negaah.blogfa.com/post-15.aspx ) سر بزنید.)
اما چند نکته هر چند بدیهی ، قابل ذکر هستند :
1. (مصاحبه ی روزآنلاین با "نسرین ستوده": ) در طي سه سال اخير، طبق آماري كه ما داريم ، 26 حكم در اين زمينه صادر شده كه افراد محكوم شده، در زمان ارتكاب جرم، زير 18 سال سن داشته اند. هفت مورد از اينها در طي دو سال گذشته، حكمشان اجرا شده است كه بعضي از آنها حتی در زمان اجراي حكم هم زير 18 سال داشتند. مثل عاطفه سهاله و محمود عسگري . علاوه بر اين بالغ بر 20 اسم هم از افراد زير 18 سالي داريم كه به اتهام قتل عمد بازداشت شده اند و هنوز دادرسي شان پايان نيافته است ، ولي احتمال قوي وجود دارد كه براي آنها هم حكم اعدام صادر شود . البته تاكيد كنم كه اين آمار رسمي نيست و تنها مواردي است كه به مطبوعات كشيده شده.
2. سن مسووليت كيفري براي دختران 9 سال و براي پسران 15 سال است.
3. ( "نسرین ستوده" در مصاحبه ی روزآنلاین :) درواقع براي تعزيرات ما مشكلي نداريم و قانون اختيار را به قاضي داده است. در قصاص و حدود است كه مي گويند چون از احكام الهي است، هيچ كس نمي تواند در آن مداخله كند. در قصاص نيز، ارضايت اولياء دم مي تواند موجب توقف اجراي حكم شود، ولي در حدود حتا گذشت شاكي، تاثيري در اجراي حكم ندارد و حتما بايد حكم اجرا شود.
4. به موجب ماده 37 کنوانسیون بین المللی حقوق كودك ، كه ايران در سال 1381 به آن پيوسته، صدور حكم اعدام براي افرادي كه در زمان ارتكاب جرم ، زير 18 سال دارند ، ممنوع است. همچنين ماده 5 ميثاق سياسي و مدني كه ايران سال 1352 به آن پيوسته ، صدور حكم اعدام براي افراد زير 18 سال ممنوع است.

سخن آخر :
چندان از این آشوب های اخیر نمی گذرد . از برخورد های وحشیانه برای مبارزه با آنچه بدحجابی می نامند ، از برخورد با همه ی آنان که دوست بدارند نام اراذل و اوباش را برایشان بکار گیرند ، (؛ به قول قاضی مرتضوی ، 1 اراذل و اوباش!! ) ، از رویکرد مجدد به پدیده ی شگفت سنگسار ، از مبارزاتی دشمن پندار با دانشجویان ، از شدید ترین و بی رحمانه ترین برخورد ها با مستعدترین دانشجویان . دیدیم و به جان خود احساس کردیم همه ی ترسی که حکمرانان فهم می کردند در جامعه به تاراج رفته است ، از زیادت آزادی در تمام جنبه های آن ، آنگونه که قاضی مرتضوی گفت ، و از ابتذالی که در جامعه موج می زند و همه و همه ی دلسوزان ، دلسوزاندند و ریشه هایش را در دل مردم و فکر مبتذلشان یافتند ، که نه اعتیاد و نه فحشا و نه ناامیدی و نه هیچ درد دیگر ، راهی به سیاست نخواهد یافت و تنها مشکل آنجاست که دیوار انزوای مردم را ، کِرم کرده است ( بیچاره مردم ). وقتی 16 نفر را به نام مبارزه با اراذل و اوباش ، در ملا عام بر دار می آویزند ،( و مژده ی اعدام 17 نفر دیگر را می دهند ،) آیا نمی دانند با چه شتابی آمار بی فرهنگی و وحشیگری را در عرصه ی بین الملل بالا می برند ؟ ( در سال 2006 حداقل 177 نفر ، اغلب با طناب دار ، در ایران اعدام شدند .) کدام قاضی خود را در آن مقام می تواند ببیند که چنین حکم پر بهایی را به تنهایی و بر مبنای شواهد و مدارک ، صادر کند ؟ هدف از این شیوه ی ایجاد رعب و وحشت و نمایش میزان حماقتی که در عرصه ی قضایی می تواند موج بزند ، بیانگر قدرت کیست ؟ و تبر قدرت بر سر کدام دسته از گناه کاران فرود خواهد آمد ؟
برای پی گیری خبر به منابعی که در همین پست نیز از آنها کمک گرفتم سر بزنید :
http://humanly.blogfa.com/post-102.aspx
http://faryiad-iran.blogfa.com/post-114.aspx
http://webelieve.blogfa.com/post-38.aspx
http://zohreimany.blogfa.com/post-289.aspx
http://ma-hich-ma-negaah.blogfa.com/post-15.aspx
http://norooznews.ir/news/2260.php
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2696022,00.html
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2695311,00.html
http://www.aftab.ir/news/2007/jul/18/c9c1184774717_adventure_iran_kill.php
http://hrw.org/persian/docs/2006/09/23/iran14265.htm