شنیدهها حاکی است:
پس از انتشار سؤالات توهینآمیز به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) از سوی وزارت آموزش و پرورش اینبار صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت فعلی در همایش فرهنگ فاطمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی که سهشنبه، 12تیرماه در سالن همایشهای صداو سیما برگزار شد، در جمع خبرنگاران در تشریح جایگاه ائمه به ساحت مقدس این امامان توهین کرد!
صفارهرندی در جمع خبرنگاران اذعان داشت: که ائمه همانند (...) هستند و بنیامیه همانند سگ میباشند.
صفارهرندی در ادامه تصریح کرد: گوسفند برای مردم سودهای فراوانی دارد و تمام قسمتهای آن مورد استفاده است، ائمه نیز اینچنین هستند.
وی افزود: پس از گذشت قرنها اسم ائمه همچنان باقی مانده است و نسل بنیامیه مانند سگ که در حال نابودی است، منقرض میشود.
صفارهرندی درپاسخ به اعتراض خبرنگاران مبنی بر اینکه این حرف از سوی شخص اول فرهنگی کشور! جایز نیست به آیهای از قرآن اشاره کرد: «در مثل مناقشه نیست»!!!!!!!!
خبرنگاران حاضر در این جلسه در تبعیت از فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اتحاد ملی و انسجام اسلامی از درج سخنان توهینآمیز وی به ساحت مقدس ائمهی بزرگوار خودداری کردند.
و همچنین خبر تاسف باری را شنیدم که می گفت :
عده ای از ترويج اختلاط بين زن و مرد - ترويج موسيقي!!! - ترويج خشونت ابراز نگرانی کرده ان .
کارمان به جایی رسیده است که جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم ، به تمام هنرمندان ایرانی و خارجی ، (که اگر تمام عالم به خاموشی چراغی که بر افروخته اند کمر همت ببندند باز هم در تصورم نمی گنجد که نامشان از خاطره ها پاک شود ،) پشت کرده اند ؛
« به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از نمابر ارسالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، در جلسه جامعه مدرسين مورخه 22/4/86 مراتب نگراني جدي جامعه مدرسين از روند برخي فعاليتهاي صدا و سيما ، بويژه در ترويج اختلاط بين زن و مرد ، ترويج موسيقي ، ترويج خشونت و... در قالب برنامههاي متعدد ابراز گرديد. »
پر واضح است که در اکثر کشورها ، نقش بنیادی و انکار ناپذیری بر عهده ی رسانه ها و بالاخص تلویزیون های آزاد آن کشورها قرار دارد که جلوه ای از همه ی آن چیزهاییست که روشنفکران ، فیلسوفان ، دانشمندان ، تحلیلگران و ... در روند زندگی پر بار خود ، برای جوامع بی مرز خویش به ارمغان می آورند . این بدیهیات هرگز ارزش بیان ندارند ، همان گونه که مزخرفات صدا و سیمای ایران هم ارزش بیان ندارد. در کشور من ، هر پیکسل این جعبه ی جادو ، در چشم های بزرگان گذشته و حال وطن من ، خون را جاری می کند و توجه ناگزیر را ، از سوی قشری که مدتهاست بر نقش مفعولیت خود اصرار دارد ، به خود معطوف می کند و به همین لالایی تکراری خود بسیار خرسند است ، همانگونه که مادری ابله ، در گوش فرزند خود ، درد حماقت خود را تکرار می کند و هرگز از این نمی هراسد که شاخه گلی ناپیدا را به زیر پای خود له می کند ، که نه او و نه هیچ مادر دیگری نباید به امید تولد دوباره ی این نادره ی نخستین ، چشم امید داشته باشد .
در ایران ، صدا و سیما ، نه از سر اشتباه یا نادانی ، و نه یک یا چند گل را ، که با آگاهی بر نابودی علم و درایت انسان ها ، و دسته دسته بر له کردن این گلها به زیر پوتین استبدادی خود دلخوش کرده است . صدا و سیمایی که چیزی برای نمایش ندارد ، کجا می توان به این فکر کرد که ارزش سانسور داشته باشد ؟! در این شکی نیست که آنچه در افکار بیچاره مردم وطن من می تپانند ، سرشار از ابتذال است و حتی ارزش انتقاد ندارد ، دریغ از کوچکترین تلاشی برای بالا بردن سطح فرهنگ مردم ، که چه توقع بیجایی را در ذهن می پرورانم ، مگر آنکه اندکی زیرکی از خود به نمایش بگذاریم ، که ما ادب را از بی ادبان ، فرهنگ را از بی فرهنگان می گیریم . همانطور که مدتهاست با دیدن اخبار غلط ، پی به حقیقت وقایع می بریم . مگر در میان همه ی آنهایی که جلوی دوربین قرار می گیرند و بر هم زدن مشتی بدیهیات اصرار دارند و خود را یگانه شایسته ی این فن می دانند ، در میان همه ی آنهایی که گاهگداری می آیند و دروغی به ریش ما میبندند و می روند ، در میان آنهایی که هر روز قسمتی از فرهنگ وتمدن را به آتش می کشند ، آتی بس عظیم تر از آنکه اسکندر در کاممان کرد ، چیزی یافت می شود که ارزش سانسور داشته باشد ؟!
آقای "جواد لاریجانی " ! خسته نباشید ! همتتان بلند ! چقدر بی پرده و پر صلابت ، حکم بی مانند سنگسار را مهر تایید نهادید . (شنبه / 23 تیر/ شبکه ی 1) چقدر راحت ، تاریخ جنگ ایران و عراق را تحریف می کنید ، گویا قلمی که شما بر کاغذ می نهید پررنگ تر است ! تا قبل از آن بیهوده دل خوش کرده بودیم که اگر با هر نگاه به اسناد و اخبار اینترنتی ، وقایع بسیار دلخراشی را می یابیم ، این شرم در صدا وسیما وجود دارد که از عایق بندی روح مردم خودداری کند ، اما مگر سناریوی رعب و وحشت چیزی جز نمایاندن وحشت بود ؟
آه ، آن لحظه که چنین رسانه ای را می ساختند ، چه آرمان هایی را در ذهن می پروراندن و چه مغرورانه تحفه ای که برای مردم زمین آوردند را ، ارج می نهادند . همه از این ابتکار نهایت استفاده را بردند ، حال آنکه ما ، ما و خیلی های دیگر که به همین اندازه بی شرم و احمق بوده اند ، همچون انسان نخستین ، آن را ابزار جنگ دیدیم و نه حتی سپری ، که خود سنگی بود و سدی در ذهن ناتوانمان ، بر سر راه بشریت . سدی که ما می سازیم بر سر راه دیگران تا عقب نمانیم ، اما مگر ما را قصد حرکتی هست ؟؟!! نه . مدتهاست که زیر سایه ی (...) آسوده خفته ایم و اندیشه ی حرکت را به سخره می گیریم . خوش بگذرد .