تبليغاتX
عمو صحرا - 18 تیر و حواشی آن (ادامه از پست بالا)
سياسي-فرهنگي-کاریکاتور
ماندن یا رفتن
     ازهمین جا دودسته می شوند . عده ای همه رابه داخل می خوانند و عده ای نیزخواستاربیرون رفتن هستند تا صدای دادخواهی خو د را به گوش مردم برسانند. خبرمی رسد که کوچه روبرو پر ازنیروهای ضد شورش است. این خبرهم هیچ تاثیری درفوران آتشفشان ستم سوزی ندارد. دانشجویان فریاد می زنند ازمردن ترسی نداریم . کشمکش بر سر ماندن و رفتن تا ساعت 12 به نفع ماندن ادامه دارد . اما شور بر شوریدن برظلم ، لحظه به لحظه اوج می گیرد .اهمیت  اطلاع رسانی رخ می نماید.  بازار شایعات داغ است . واقعا چند نفر کشته شده اند؟؟ رسانه های داخلی چه اصلاح طلب چه محافظه کاردراین مورد متفق چشمها را بسته اند. برخی تشکلهای دانشجویی سکوت کرده اند اما برخی اعضای جبهه متحد دانشجویی که درِ مطبوعات داخل برویشان بسته است در مصاحبه با رسانه های فارسی زبان بین المللی ازتعداد کشته ها سخن می گویند. این سخنان تکذیب می شود ( نشریه "چشم انداز" تنها 6 سال پس ازآن تابستان خونبار،  لب گشود وتایید کرد آن گفته های دانشجویان را که به جرم افشای جنایت رخ داده درکوی شبهای سیاه تابستان 78 را درزندان - کمیته مشترک ضد خرابکاری رژیم سابق – وزندان توحید جمهوری اسلامی سرکردند. چشم اندازازقول "امینی زاده" یکی ازاعضای تحکیم وحدت چنین می نویسد: آقای "صدرالاسلام"  معاون نیروی انتظامی بود ، ما با ایشان جلسه ای داشتیم وایشان به ما گفت 8 نفرکشته شده و اسامی ما را تایید کرد. )
      دراین هنگام دستگیرشدگانی که ازخانواده شهدا هستند سرمی رسند . ازکتکهایی که خورده اند وتوهینهایی که شنیده اند ، سخنها می گویند. جدال برسرماندن ورفتن شدت می یابد .کم کم رفت وآمد عادی درخیابان براثر ازدحام دانشجویان در داخل وجلوی درب اصلی به هم می خورد . دانشجویان از داخل کوی به شدت علیه نیروی انتظامی شعار می دهند . مردم تازه می فهمند که خبرهایی هست سرانجام براثر فشارجمعیت ، مدافعان ماندن در کوی تسلیم می شوند . درب می شکند وجمعیت باشعارهای تند بیرون می ریزند اما ازجلوی درب دورنمی شوند چرا که بلافاصله نیروهای ضد شورش ازکوچه های روبرو بیرون می آیند ودرچند ده متری صف می بندند . بچه ها در رثای دانشجویان مفقود برضد نیروهای مستقر و صدا وسیمای "لاریجانی" شعارمی دهند ، همچنین فریاد " یامرگ یا آزادی " طنین اندازاست. وقت نمازظهر عده ای با پهن کردن فرش درداخل کوی سعی می کنند دانشجویان را به داخل بکشانند اما دانشجویان بیرون کوی با فریاد خواستار نماز خواندن در بیرون می شوند و فرشها را یکی یکی به بیرون کوی منتقل می کنند. ازاین زمان به بعد خبرنگاران هم بین جمعیت هستند . بچه ها دورآنها جمع شده اند و درد آلود ماجرا را تعریف می کنند .
      برخورد دانشجویان با خبرنگاران برحسب آنکه از کدام روزنامه هستند ، متفاوت است. معدودی از دخترها ، حدود 10 تا 15 نفر که نیم ساعتی است به جمع پیوسته اند درنمازشرکت می کنند آنها می گویند که درب خوابگاه فاطمیه بسته شده و اجازه نمی دهند دختران دانشجو به بقیه بپیوندند. عده ای از بچه ها برای آنکه توسط نیروهای اطلاعاتی و انتظامی شناخته نشوند صورتهایشان را با پارچه پوشانده وشبیه چریکها شده اند.
    
     جنگ وگریزبامهاجمان
     خبرمی آورند که پس از پایان  نماز جمعه چندین  وانت پر از لباس شخصی ها – که ازساعت 8 صبح دیگر پیدایشان نیست – به این سمت حرکت کرده اند . بچه ها برای دفاع تدارک می بینند . بعضی دانشجویان به ویژه اعضای انجمن اسلامی سعی می کنند از جو التهاب بکاهند. اما دربرابر فریادهای بازدارنده آنها بقیه مشغول آماده کردن سنگ ، چوب و.. هستند. دو نفر از دانشجویان یک جعبه نوشابه از یکی ازساختمانهای شمالی بیرون می آورند: " می خواهیم کوکتل مولوتوف درست کنیم تا ازخودمان دفاع کنیم!" پیراهن سفیدها حدود ساعت 2 سرمی رسند. چندین وانت و تعدادی موتور سیکلت پُر از نیروهای معروف به "انصار"  به نیروی انتظامی ملحق می شوند . آنها درحالی که چوب بالای سرمی گردانند فریاد " مرگ برمنافق" و " حزب الله ماشااله " سرمی دهند بلافاصله به دانشجویان حمله می کنند . بچه ها که هنوز جز سنگ چیزی ندارند ، با صورتهای پوشیده این تنها اسلحه را پرتاب می کنند و به داخل کوی عقب می نشینند . دانشجویان به سرعت می گریزند و شبه نظامیان آنها را تا میدان مرکزی کوی تعقیب می کنند . بعضی مهاجمان بی سیم به دست دارند. اما نیروی انتظامی داخل نمی شوند وجلوی درکوی صف می بندند. ناگهان صدای شلیک یک تیربه سر و صدای مهاجمان ومدافعان اضافه می شود. یک پسر 14- 15 ساله ازمهاجمان که کلت دردست دارد و آن را به طرف یکی ازدانشجویان نشانه رفته  و شلیک کرده ! خوشبختانه گلوله به اواصابت نکرده است. چندین نفرازدوطرف در اثر پرتاب سنگ زخمی شده اند . دانشجویان پس ازهماهنگی نسبی با یک هجوم ناگهانی به سوی مهاجمان حمله می کنند وآنها را وادار به عقب نشینی می کنند . مهاجمان به سرعت از درب کوی خارج می شوند وپشت سرنیروهای ضد شورش که با سپر و کلاهخود ، مقابل درب کوی صف کشیده اند سنگرمی گیرند. دانشجویان خشمگین به پرتاب سنگ ادامه می دهند این بارسنگها تنها به سپر نیروهای ضد شورش برخورد می کند...

     مسوولان ازراه می رسند!
     ورود دونفر زیرباران سنگ بچه ها ، فضا را اندکی آرام می کند . کم کم به بچه ها معرفی می شوند "حق شناس" معاون سیاسی – اجتماعی وزارت کشور و گویا فرماندار تهران . بچه ها آنها را دوره می کنند ، هرکس می خواهد واقعه را تعریف کند وتوضیح بشنود. او بین بچه ها تحت فشار است بدون اینکه بگذارند کلمه ای سخن بگوید، سنگ پرانی متوقف می شود . حق شناس را به سمت ساختمان ها که خود گویای همه چیزند هدایت می کنند .او به دانشجویان که پشت سرهم ازاو سوال می کنند پاسخی نمی گوید ، چهره اش بیانگرهمه چیزاست.
     نیروهای ضد شورش عقب رفته ودرصد متری درب کوی بالا وپایین خیابان را بسته اند .شبه نظامیان هم همراهشان هستند وحتی گاهی آنها هستند که به نیروی انتظامی دستورمی دهند . مسوولان یکی یکی ازراه می رسند .کوی دانشگاه تابه حال این همه مقامات مملکتی به خود ندیده است! درتمام مدتی که مسوولان می آیند ومی روند یک شعارثابت شنیده می شود  "ما منتظرخاتمی هستیم"  اما خاتمی نه تنها جوابی به فریاد دادخواهی دانشجویان نمی دهد بلکه تا روزهای پایانی نظاره گرسرکوب می ماند وحتی آنچه که روز سه شنبه 22 تیرازصفحه تلویزیون بیان می کند متضمن نکاتی بس قابل تامل است. اما او پیش ازاین نیزسخنان مشفقانه دانشجویان را نادیده گرفته بود وقتی که متحصنین در برابردفتر نمایندگی سازمان ملل درتهران روز 15 تیرماه طی بیانیه ای خطاب به وی خواسته بودند اکنون که حمایت ملت را دارد در اجرای شعارهای خود ازاین پشتوانه ذی قیمت بهره برد ، چرا که فردا وقتی ملت ازاو دلسرد شدند اگربخواهد هم دیگر نخواهد توانست جبران مافات کند. 


    از اولین مسوولین که به کوی می آیند خانم "کروبی" ، خانم "وسمقی" و خانم "فائزه هاشمی" هستند. دونفر اول خیال سخنرانی ندارند تنها ساختمان رامی بینند و گرد حیرت وتاسف برچهره شان می نشیند خانم "هاشمی" سعی می کند برای دانشجویان سخنرانی کند اما دانشجویان اورا نمی پذیرند. 

    خوش خوشک خبرنگاران وفیلمبرداران صداوسیما از راه می رسند. دانشجویان به شدت با ورود آنها مخالفت می کنند .یکی ازخبرنگاران که با دانشجویان وارد مذاکره شده می گوید ؛ اجازه پخش به او مربوط نیست وقول می دهد تصاویر و اخبار را روی تلکس خبرگزاری بفرستد واگرموفق به این کارهم نشود، لااقل این فیلم در آرشیو تلویزیون باقی می ماند. بچه ها با هم مشورت می کنند و می پذیرند آنها مشغول فیلمبرداری ومصاحبه می شوند . بچه ها ناراحت وعصبانی وقایع را شرح می دهند. گاه به کارکنان صدا وسیما پرخاش می کنند بعد ازحدود دو ساعت تهیه گزارش وقتی خبرنگارمی پرسد: ممکن است مهاجمان دانشجو باشند ؟ دانشجویان برمی آشوبند و جو علیه خبرنگار داغ می شود. هیات دانشجویی همراه از گروه  گزارشگرمی خواهد کوی را ترک کنند . ساعت حدود 5 عصراست. درگیری ها ی پراکنده کماکان ادامه دارد وکم کم بالا می گیرد. نیروی انتظامی گاز اشک آورپرتاب می کند وبچه ها با اولین کوکتل مولوتوف ها بدان پاسخ می گویند. دانشجویان یکی ازیخچالهایی را که دیشب کاملا شکسته وداغان شده بود را به وسط خیابان کارگر( 18 تیر) می آورند وآتش می زنند .
      با ورود هرمسئولی آتش بس می شود وپس ازمدتی دوباره درگیری ادامه می یابد. وزیر کشور، وزیر آموزش عالی ، وزیر بهداشت ، رییس دبیرخانه شورای امنیت ملی و قائم مقام وزارت اطلاعات ازراه می رسند.
      مسوولان دانشگاه تهران ازجمله معاون آموزشی وپژوهشی ازحدود سه ساعت پیش درمیان دانشجویان هستند وبا آنان همدردی می کنند .طبیعی است که امتحانات هفته آینده توسط مسئولان دانشگاه لغو می شود. عده ای حدود صد نفر از دخترها و همین تعداد ازپسرها که با شعار برادر دانشجو حمایتت می کنیم. ازخوابگاه شمالی (خوابگاه دختران وعلوم پزشکی ) درمقابل درب کوی علوم پزشکی تجمع کرده اند. برای ملحق شدن به دانشجویان پایین با ممانعت نیروی انتظامی مواجه می شوند. درنتیجه وارد خوابگاه های علوم پزشکی می شوند تا ازآن طریق خود را به پایین برسانند. با وجودی که بسیاری ازدانشجویان پزشکی درمراکز درگیریها حضوردارند ، محوطه خوابگاه علوم پزشکی آرام است . جمعیت بالا نیزسرانجام به درب پایین می رسند.
    "موسوی لاری"  تازه ازراه رسیده ودربرابرخوابگاه 14مشغول سخنرانی است. دراین سخنرانی نیزمانند بقیه سخنرانی ها ، بچه ها تنها تا جایی که سخنران به محکوم کردن واقعه وبیان عمق فاجعه می پردازد به او اجازه سخنرانی می دهند وبه محض آن که به نظر برسد سخنران قصد توجیه کردن یا آرام کردن جمع را دارد دانشجویان اورا ازتریبون پایین می آورند. موقع سخنرانی "موسوی لاری" ناگهان فریاد " لاری ، لاری ، استعفا – استعفا" عده ای را با خود همراه می کند . گرچه بعضی دانشجویان عقیده دارند وزیرکشور باید در اعتراض به عملکرد گروههای فشار استعفا کند ، اما سردادن این شعار کمی عجیب به نظر می رسد.
    چون داخل کوی بلند گو وجود ندارد ، وزیر بیرون  می رود وبا استفاده ازبلندگوی یک ماشین نیروی انتظامی درحالی که دانشجویان آن را محاصره کرده اند به سخنرانی ادامه می دهد. شیشه ماشین قبلا دراثربرخورد سنگ شکسته است. بچه ها از وزیر می خواهند که برای آرام شدن اوضاع لباس شخصی ها ونیروهای ضد شورش راازآنجا ببرد. وزیر در برابر چشمان بچه ها با تلفن همراه با فرمانده نیروی انتظامی تماس می گیرد ولی پس ازچند لحظه مستاصل می گوید : "متاسفانه به حرف من گوش نمی دهند." همه بلند می خندند. باز مقامات  دیگر از راه می رسند. "مجید انصاری" نماینده مجلس و "تاج زاده" معاون وزارت کشور سوار بر موتور، همه پس ازدیدن ساختمانها ( البته تحت فشاردانشجویانی که می خواهند با آنها صحبت کنند ) به مسجد کوی می روند ودرآنجا با حضور عده زیادی ازدانشجویان سخنرانی ، پرسش و پاسخ وتریبون آزاد برگزار می شود. دانشجویان پشت تریبون مستقیما مقامات بالای کشوررا مورد خطاب قرار می دهند . گروههای فشار را زیرسوال می برند ومی پرسند چه کسی ازآنها حمایت می کند؟

     سرانجام دکتر "کوهی" مسئول کوی ، که مدتی دربازداشت بوده ، ازمسوولان حاضر( غیرازآنها که باید شب درجلسه شورای امنیت ملی شرکت کنند) درخواست می کند برای جلوگیری ازحمله دوباره شب درمسجد کوی همراه دانشجویان باشند. این پیشنهاد با فریاد الله اکبرتایید می گردد. درهمین حال بیرون کوی ، بقیه دانشجویان فارغ ازصحبتهای درون مسجد شیوه دیگری برای مبارزه دنبال می کنند. شعارهایشان امیرآباد را به لرزه آورده وجمعیتی را گردآورده اند.
     اخبارساعت 9 شب تلویزیون برای اولین بارازحادثه خبرمی دهد . با این جمله که درگیری دانشجویان ونیروهای انتظامی متاسفانه به داخل کوی هم کشیده شد. درتصاویرهم تابلوی شکسته بسیج دانشجویی کوی را نشان می دهد و در نهایت صدای "وزیر کشور استعفا، استعفا " را پخش می کند!  خشم بچه ها ازتلویزیون حد ندارد. گزارشگر صدا و سیما  شانس آورده که دیگر میان بچه ها نیست. جالب آنکه اخبارساعت 10 و 10:30  دیگرخبررا پخش نمی کند.
      
...............................شب ، آتش های بزرگ..................................

      بحث درمسجد کوی داغ داغ است. بیرون کوی بچه ها ازصد متری پایین درکوی تا صد متری بالای آن را تحت تصرف دارند . جلوترازآن ، محدوده طرف مقابل است . بچه ها با چوب و هرچیز دیگر که دستشان برسد درخیابان آتش های بزرگ به راه می اندازند ، پرتاب کوکتل مولوتف و گاز اشک آور بین دو طرف رد و بدل می شود . سرودهای "ای ایران" ، "یاردبستانی" و "لاله درخون خفته"  چندین بار خیابان را از بالا تا پایین به همراه صف به هم پیوسته دانشجویان طی می کنند. یکی ازدانشچویان پیشنهاد می کند که باخواندن سرود "کجایید ای شهیدان خدایی" ، این سرود هم ازدست طرف مقابل بیرون آورده شود. پس ازچند لحطه فریاد "کجایید ای سبک روحان عاشق" درخیابان طنین اندازمی شود.
      درجبهه مقابل نیروهای ضد شورش صف بسته به هیچ کس اجازه ورود وخروج نمی دهند . درکنارآنها شبه نظامی ها ایستاده اند وگاهی با دانشجویان درگیرمی شوند. پشت سرآنها عده ای ازبستگان دانشجویان ومردم با نگرانی وکنجکاوی ایستاده اند وهرشعاری که دانشجویان می دهند مردم تکرارمی کنند.
      پس ازپرتاب هر کوکتل مولوتف دانشجویان ازبالای ساختمانها برای مردم دست تکان می دهند ومردم متقابلا آنها را تشویق می کنند و به شدت ابرازاحساسات می نمایند. یکی ازلباس شخصی ها درجواب مردم می گوید: " اینها دانشجو نیستن خانم ، اراذل واوباشن . اینها دانشگاه هم که می خوان برن با اپل میرند!" مردم مخفیانه پوزخند می زنند وبا امیدواری به دانشجویان ( که حالا برای آنها قهرمان شده اند ) می نگرند. مردم به دانشجویان غذا وشیرینی و... هم می رسانند. شعله های آتش ازوسط خیابان سربه فلک می کشند وافرادی که گازاشک آورخورده اند ، جلوی آتش برده می شوند تا دود تنفس کنند . خانم خبرنگار "صبح امروز" بچه ها را ترک نمی کند ، حتی روی دیوار!
      سکوت خبری  حاکمیت و اخبار تحریف شده ی رادیو و تلویزیون به شایعات دامن می زند وموج نگرانی ها تا اعماق شهرها و روستاهای کشور رسوخ کرده است. هرازچند گاهی عده ای ازبچه ها خود را به مرکز تلفن (خارج از کوی ) می رسانند  تا با خانواده هایشان تماس بگیرند. یکی ازسلامتی خود خبرمی دهد وفرد آن سوی خط را ( که گاهی ازتشویش ودلهره می گرید) آرام می کند. دیگری با هیجان ازفضای اینجا تعریف می کند وگوشی را به سمت شعارها وسرودها می گیرد تا صدا به آن طرف برسد. خیلی ها نگران هم اتاقی هایشان هستند که ازصبح پیدایشان نیست. گاهی هم خبرنگاری مشغول رساندن خبر به روزنامه است. هرچند وقت یکبار یک گاز اشک آور جلوی مرکزتلفن انداخته می شود. ناگهان همه ازآنجا می گریزند وپس ازچند دقیقه دوباره برمی گردند. نیمه شب است ، مبارزات درخیابان و مذاکرات درمسجد ادامه دارد. حدود ساعت یک بعد ازنیمه شب "شمس الواعظین" (سردبیر نشاط) سخنرانی می کند با بچه ها همدردی می کند ، اما درادامه خط اصلاحات نحوه واکنش قانونمند را تشریح می کند: " بچه ها ! درمیدان خشونت ، زورتعیین کننده است نه حق"  دانشجویان امااین سخنِ درست را درچارچوب فضای اصلاحات هدایت شده می بینند و براین باورند که کوتاه آمدن دربرابرستم باعث جری ترشدن آن می شود و اصولا کسانی که به خیابان آمدن را طرح می کنند نه در پی آشوب بلکه درفکر پیوند زدن جنبش دانشجویی ومردمی اند.
      حدود ساعت 2:30 ، ناگهان نیروی انتظامی چندین گلوله گازاشک آورمستقیم به سوی دانشجویان شلیک می کنند . دانشجویان نیزهمزمان چندین کوکتل مولوتف به جمع آنها و نیزشبه نظامیان پرتاب می کنند .صدای تیرشنیده می شود و ناگهان چند نفر به زمین می افتند و روی دست دانشجویان به داخل کوچه ها برده می شوند . یکی فریاد می زند : "دانشجوی پزشکی !"  یکی از انترن ها به داخل کوچه می دود . سر و روی جوانی خونی است . گویا نبض ندارد. اورا سوار ماشین می کنند تا به بیمارستان برسانند . در خانه ی دیگری ، انترنی سرگرم آتل بندی زانوی ترکش خورده مجروحی است که گلوله گازاشک آوربه پایش اصابت کرده است ، مدتی می گذرد واوضاع کمی آرام می شود . دراین میان یکی ازافسران نیروی انتظامی که خود را "هاشمی" معرفی می کند وجوانی که یک سر رسید دردست دارد نقش میانجی را میان دانشجویان و پلیس ضد شورش و گروه مهاجمان برعهده می گیرند و مدام بین دو طرف نزاع می روند. آنها به دانشجویان می گویند: "انصارپنجاه مترعقب رفته اند تو را به خدا ده مترعقب بروید وحسن نیت نشان دهید." دانشجویی اعتراض می کند : "مگردعوای بالا ده وپایین ده است آنها چه کاره اند ؟ "  ."هاشمی" دیگران راقسم می دهد که عقب بروند و... سرانجام تلاش آنها ازآن طرف و "شمس" و "تاج زاده" ازاین طرف موثرمی افتد.
      حدود 4 صبح بالاخره نیروهای ضد شورش و شبه نظامیان عقب نشینی کرده محل را ترک می کنند . بچه ها آرام و خسته با احساس پیروزی به داخل کوی برمی گردند. بعضی مسوولان درکنارآنها درمسجد کوی خوابیده اند ، آرامش نسبی برکوی حاکم است . خبرمی رسد که فردا 10 صبح قراراست جلوی درب اصلی دانشگاه تحصن کنند بعضی کابوس دیشب و بعضی خواب فردا را می بینند. عده ای نیز تا صبح جلوی درب کشیک می دهند تا حمله تکرارنشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اندیشیدن در سکوت.
آنکه می اندیشد
به ناجار دم فرو می بندد
اما آنگاه که زمانه
زخم خورده و معصوم
به شهادت اش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت . (شاملو)

نوشته های پیشین
اسفند 1386
دی 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آرشیو موضوعی
سیاسی
کاریکاتور
نویسندگان
عمو صحرا
ح.ص
پیوندها
فریاد حق طلبی
اعتماد ملی
هم آوا
بهرین
جامدادی (--------عالیه--------)
اکبر گنجی و ...
کاریکاتور ( الکساندرو گاتو )
دکتر nkn ( برنامه نویسی )
زرتشتیان ایران
ایلنا (خبر )
ایرنا (خبر )
ایران کارتون
کلاچینکف(خبری-تحلیلی)
سفیر لینک (لینک های دیدنی و خواندنی)
روزنا (خبر)
سلام دموکرات
آوای دیگر
عصر ایران ( خبری-تحلیلی )
هاشور ( جدید )
تحکیم وحدت
مجید مهجور (کاریکاتوریست)
انجمن کاریکاتور تبریز ( تبریز کارتونز )
شاپرال ( -------عالیه------- )
علی افشاری
محسن سازگارا
احمد باطبی
تقویم دیجیتالی (هنر)
امید معماریان
فارس نیوز
مزدکام
مرکز اسناد انقلاب
مدرسه ما ( از طلاب )
آناهید (جدید)
سپهر نیوز
نصور نقی پور (الفبای سرخ )
فرشاد یزدی
فاطمه رجبی
قالیباف
المزخرف
کوردیش کارتون
نیک آهنگ کوثری
خبرنامه ی امیر کبیر
تا آزادی پلیتکنیک(شهبازی)
عباس .ف.خ.ر
میدان زنان
مسیح علی نژاد
مسعود بهنود
نجات پاسارگاد
نشریه سگال
بهروز جاوید تهرانی (در خطر)
کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
کمپین آزادی پلیتکنیک (آدرس جدید)
خبرگزاری نوروز
خبرگزاری آفتاب
شهروند (هفته نامه)
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
آذز
کیمیا ( لینک دهید)
توکا نیستانی (وبلاگ)(کاریکاتوریست)
توکا نیستانی (سایت)(کاریکاتوریست)
بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست)
خرمگس خاتون (فروغ)
گلدان خالی(مرد بارانی)
علیرضا7ساله(کاریکاتوریست)
خبرنامه ی دیدبان حقوق بشر (ایران)
ایران نام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar