![]() |
![]() |
|
| سياسي-فرهنگي-کاریکاتور |
|
سایت بسیار پرارزشی است(بنیاد برومند). نمی توانستم معرفی اش نکنم.
(اخبار-اسامی-علل اعدام های ایران پس از انقلاب و مطالبی در مورد حقوق بشر) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 دی1386ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
سلام .(بیش از همیشه به شعار وبلاگم معتقد شدم.)
قرار هم نبود بخش کاریکاتور تعطیل بشه. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط عمو صحرا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
از تمامی دوستان عزیز عذر می خواهم که مدتی است چیزی به وبلاگ اظافه نکرده ام و حتی به وعده ی پی گیری جریان ریاست مجلس خبرگان نیز عمل ننموده ام . مختار هستید به حساب هرچه می خواهید بگذارید . اما در اولین فرصت توضیحی ارائه خواهم داد. امیدوارم پر انرژی تر از همیشه به کارتان ادامه دهید . عمو صحرا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
چندان از خبر درگذشت آیت الله مشکینی نمی گذرد ؛
" آيت الله علی مشکينی، رييس مجلس خبرگان رهبری، روز دوشنبه هشتم مرداد، پس از طی يک دوره بيماری طولانی در بيمارستان بقيه الله تهران و در سن ۸۶ سالگی درگذشت. " ( 1386/5/8)
همانگونه که از خبر پیداست ، حادثه چندان غیر منتظره نبود ، اما این از اهمیت اتفاق نمی کاهد . به عبارتی یکی از پست های ارزشمند و تعیین کننده ی نظام بی پیر مانده و در بهبه ای که همه شاهد آن هستیم ، بسیار بعید می نماید که حکمرانان بتوانند بدون جار و جنجال ، آتش را خاموش کنند . البته این را می دانیم که همیشه ، بلند ترین فریاد ها را آنانی سر می دهند که خود را از آمال و آرزوهای مخیله ی خود پرت افتاده ببینند و به اجبار به کوتاه آمدن تن در دهند . (همان لجبازی های کودکانی که در آستانه ی باخت در بازی های کودکانه سر می دهند و این یعنی تن دادن به حقارت باخت ، پس از آن همه کرکری خواندن!) در سایت "مرکز اسناد انقلاب" در باب دوره ی اول زندگی مشکینی او چنین کوتاه نوشته است که نحوه ی الگوپذیری نویسنده ی این بیوگرافی ، از "زندگی نامه ی خود نوشت آیت الله مشکینی" حتی در کدورت های شخصی ایشان نیز به طرز کودکانه ای خواننده را آزار می دهد : زندگی آیتالله مشكینی سرشار از مبارزات و تلاشهای سیاسی برای تحقق حكومت اسلامی است. وی از نخستین افرادی بود كه به نهضت امام خمینی(ره) پیوست. مشكینی در جلسات مخفی مبارزان شركت میكرد از این رو حدود چهار ماه در تهران متواری شده بود و سپس ایران را به مقصد عراق ترك كرد. در وبلاگ " آذر " نیز از سه دوره ی زندگی ایشان (جوانی/میانسالی/کهنسالی) سخن رفته است که بخش هایی از اعمال او را به اختصار بیان می کنم : 1. علياكبر مشكيني 37 ساله همراه تعدادي از روحانيون ارشد و اساتيد حوزه طي نامهاي به آيتالله بروجردي خواستار سازماندهي آموزشي در حوزه علميه قم شد. آنها دوست داشتند كه برخي دروس ديگر همچون اخلاق نيز در چارچوب دروس طلاب قرار گيرد. نامه با دست خط علي مشكيني نوشته شد و 200 طلبه و استاد حوزه آن را تنفيذ كردند كه سنگ بناي يك كار شبهتشكيلاتي براي روزهاي آتي شد . نظر آیت الله مشکینی در مورد انرژی هسته ای (در همان منبع): |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
در نگرانی به سر می بردم که دوستی عزیز ( مریم ) برایم کامنتی در باره ی "سینا پایمرد" گذاشت : سلام عزیز ... من آخرین بار که با پدر سینا صحبت کردم (روز چهارشنبه) گفتن پول درخواست شده جور شده و الآن تو حسابه ... فقط باید دعا کنیم ولی دم رضایت بدن و اینبار مسئله ی جدیدی پیش نیاد من هم امیدوارم هرچه سریع تر سینا کاملا آزاد بشه . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 5:6 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
بیهوده انگاشتم که مجال به تصویر کشیدن بزرگمردی چون "احمد شاملو" را در سالروز مرگش ( ۲ مرداد) خواهم داشت. فکر می کردم فرصتی خواهم داشت تا به پاس همه آن چیزهایی که از او آموخته ام ، می توانم یادی از او را در وبلاگ خود آلوده کنم . اما ... ای کاش مجالی بود ! مرا که توان توصیف راستی مردی چنین ، که در برابر تندر می ایستد ، خانه را روشن می کند و می میرد ، نبود . پس همان به که مجالش هم نباشد . مگر چه شده است؟! امیدوارم تا موئد مقرر مبلغ باقی تهیه شود . البته لازم به ذکر است که عده ای از خیّرین در ایم امر قدر نهاده اند . شماره حساب حساب سپهر /۰۳۰۶۸۴۶۳۷۸۰۰۰/ بانک صادرات شعبه ی سه راه مجلس کد /۰۸۸۱/ به نام "سید سعید پایمرد" به همین منظور تهیه شده است . (برای اطلاعات بیشتر و قبول مسئولیت یا ایجاد ارتباط نزدیک تر به آدرس ( http://ma-hich-ma-negaah.blogfa.com/post-15.aspx ) سر بزنید.) اما چند نکته هر چند بدیهی ، قابل ذکر هستند : 1. (مصاحبه ی روزآنلاین با "نسرین ستوده": ) در طي سه سال اخير، طبق آماري كه ما داريم ، 26 حكم در اين زمينه صادر شده كه افراد محكوم شده، در زمان ارتكاب جرم، زير 18 سال سن داشته اند. هفت مورد از اينها در طي دو سال گذشته، حكمشان اجرا شده است كه بعضي از آنها حتی در زمان اجراي حكم هم زير 18 سال داشتند. مثل عاطفه سهاله و محمود عسگري . علاوه بر اين بالغ بر 20 اسم هم از افراد زير 18 سالي داريم كه به اتهام قتل عمد بازداشت شده اند و هنوز دادرسي شان پايان نيافته است ، ولي احتمال قوي وجود دارد كه براي آنها هم حكم اعدام صادر شود . البته تاكيد كنم كه اين آمار رسمي نيست و تنها مواردي است كه به مطبوعات كشيده شده.
سخن آخر : برای پی گیری خبر به منابعی که در همین پست نیز از آنها کمک گرفتم سر بزنید :
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 11:2 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
در وبلاگ یکی از دوستان (دلم گرفت ای همنفس) می خواندم :
پس از انتشار سؤالات توهینآمیز به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) از سوی وزارت آموزش و پرورش اینبار صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت فعلی در همایش فرهنگ فاطمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی که سهشنبه، 12تیرماه در سالن همایشهای صداو سیما برگزار شد، در جمع خبرنگاران در تشریح جایگاه ائمه به ساحت مقدس این امامان توهین کرد! صفارهرندی در جمع خبرنگاران اذعان داشت: که ائمه همانند (...) هستند و بنیامیه همانند سگ میباشند. صفارهرندی در ادامه تصریح کرد: گوسفند برای مردم سودهای فراوانی دارد و تمام قسمتهای آن مورد استفاده است، ائمه نیز اینچنین هستند. وی افزود: پس از گذشت قرنها اسم ائمه همچنان باقی مانده است و نسل بنیامیه مانند سگ که در حال نابودی است، منقرض میشود. صفارهرندی درپاسخ به اعتراض خبرنگاران مبنی بر اینکه این حرف از سوی شخص اول فرهنگی کشور! جایز نیست به آیهای از قرآن اشاره کرد: «در مثل مناقشه نیست»!!!!!!!! خبرنگاران حاضر در این جلسه در تبعیت از فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اتحاد ملی و انسجام اسلامی از درج سخنان توهینآمیز وی به ساحت مقدس ائمهی بزرگوار خودداری کردند.
و همچنین خبر تاسف باری را شنیدم که می گفت : عده ای از ترويج اختلاط بين زن و مرد - ترويج موسيقي!!! - ترويج خشونت ابراز نگرانی کرده ان .
کارمان به جایی رسیده است که جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم ، به تمام هنرمندان ایرانی و خارجی ، (که اگر تمام عالم به خاموشی چراغی که بر افروخته اند کمر همت ببندند باز هم در تصورم نمی گنجد که نامشان از خاطره ها پاک شود ،) پشت کرده اند ؛ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 تیر1386ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
اسامی بازداشت شدگان بزرگداشت سالروز 18 تیر (1386):
• محمد هاشمی: دبیر تشکیلات دفتر تحکیم • مهدی عربشاهی: دبیر سیاسی دفتر تحکیم • علی نیکونسبتی: مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم • بهاره هدایت: مسئول واحد حقوق بشر • حنیف یزدانی: دبیر فرهنگی و اجتماعی دفتر تحکیم • علی وفقی: مسئول واحد مطالعات و تحقیقات دفتر تحکیم اسامی بازداشت شدگان در دفتر ادوار تحکیم وحدت ساعت 11:30 صبح : همچنین بنا بر گزارش رسیده، اعضای شورای مرکزی دفتر تحیکم وحدت و سازمان دانش آموختگان (ادوار تحكيم) ساعتي پيش به زندان اوين منتقل شده اند. محمد هاشمي، بهاره هدايت، علي نيکونسبتي، حنيف يزداني، مهدي عربشاهي و علي وفقي اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت که صبح دیروز در پی تحصن در برابر درب دانشگاه امیرکبیر بازداشت شدند، ابتدا به کلانتری ۱۰۳ و پس از ساعاتی به زندان اوین انتقال یافته اند. بهرام فیاضی، مجتبی بیات، مرتضی اصلاحچی، حبیب حاج حیدری، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا،عبدالله مومنی و عزت قلندری، آرش خاندل، اشکان غیاسوند و محمدحسین مهرزاد افراد بازداشت شده در دفتر سازمان ادوارتحکیم نیز پس از بازداشت ابتدا به مقر پلیس امنیت در میدان سپاه (عشرت آباد) و سپس به زندان اوین منتقل شده اند. با تشکر از سایت خبرنامه ی امیر کبیر و فرشاد یزدی عزیز
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
دوستانمان در نشریه ی الکترونیکی سگال به کمک و همکاری تان نیازمند هستند. آنها را تنها نگذارید.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
همه ی آنچه را باید در مورد حکم سنگسار یک زن و مرد در تاکستان می نوشتم ، در چند پست قبل نوشته بودم. اما گویا دو جمله از آن را فراموش کرده بودم. جمله ی اول این که "جعفر کیانی سنگسار شد!" بدون اینکه ایندفعه حتی روح وبلاگ نویسان با خبر شود ، در گوشه ای دنج و در سکوتی مرگ بار در"آقچهکند قزوین"، که حتی کسی برای پرتاب قلوه سنگ های حماقت نبود. جمله ی دوم به راحتی قابل حدس است. اوه ، اشتباه کردید ، منظورم سنگسار "مکرمه" ی بیچاره نیست که اینک در زندان سخت تر از همیشه انتظار می کشد . جمله ی دوم این است که "ما وبلاگ نویسان ره به هموار جای دشت نهاده ایم که دیگر بر نیاید گام!" ما دلخوشان دنیای مجازی ، جز اطلاع رسانی و عایق بندی افکار مردم در مقابل فجیع ترین اخبار ، دستمان به کجا بند است؟! تازه اندکی در حیرت از قدرت همکاری وبلاگ نویسان مانده بودم که اگر متحد شوند چه ها که نمی کنند... اما دیری نپایید که از توهم بیرون آمدم یا شاید هم در توهمی عمیق تر فرو رفتم.
دیگر انگیزه ی برای رساندن اخبار این سنگسار ندارم. دوستان زحمتش را می کشند ، اما خواهشا یک نکته را فراموش نکنند ؛ که کار را تقسیم کنند. عده ای مراقب باشند ، مردم 18 تیر را از یاد نبرند و عده ای در فکر اطلاع رسانی اخباری گمراه کننده و در نوع خود مهم ، مثل سنگسار و یا اعدام 15 تن از آنان که اقدام به آتش زدن ایستگاه های بنزین رسانی کردند ، باشند ، که مردم را اندککی به فاصله مان تا انسانیت رهنمون دهد. تاک هایی که بوی خون گرفته اند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 تیر1386ساعت 11:40 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
باید دید تا درد حماقت را به جان خویش احساس کنید. ما هم در این ابتذال بی تقصیر نیستیم. (تصویری دلخراش از اجرای احکام دینی ) با تشکر از فرشاد یزدی عزیز
کمپین بین المللی آزادی پلیتکنیک(در صورت عدم دسترسی به فیلتر شکن کافیست به یکی از ادرس های زیر ایمیل کوتاهی بفرستید تا موافقت ود را اعلام کرده باشید:) azadipoly@gmail.com یا saeed_valadbeygi@yahoo.com
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 تیر1386ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 تیر1386ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط عمو صحرا |
|
|
بازگویی محمد مسعود سلامتی از رویداد 18 تیر و حواشی آن :
4 خرداد 17 تیر هیچکدام ازجایشان تکان نمی خورند . بچه ها شروع می کنند به شعاردادن علیه توقیف "سلام" وبرای آزادی مطبوعات، نیروی ضد شورش به سمت دانشجویان حرکت می کند دانشجویان به خیال دفاع به سوی آنها سنگ می اندازند وافرادی که با لباس شخصی همراه نیروی انتظامی اند ، به سنگ اندازی جواب می دهند . چند خودرو پر از افراد نیروی انتظامی به طرف شمال خیابان حرکت می کنند ازوسط دانشجویان رد می شوند ودور از دید آنها متوقف می گردند اما کمترکسی متوجه می شود که هنگام برگشت خودروها خالی هستند . درحالی که بچه ها نگران پایین خیابان هستند همین سربازان پیاده شده ازبالای خیابان دانشجویان را غافلگیرمی کنند . سنگ پرانی ها و درگیری های پراکنده تا 4 صبح ادامه پیدا می کند دراین فاصله یک نفرازسربازان نیروی انتظامی توسط دانشجویان به گروگان گرفته می شود اما با پا درمیانی دکتر"کوهی" سرپرست کوی دانشگاه که ازابتدای غائله به عنوان میانجی بین طرفین دررفت وآمد است ظرف چند دقیقه آزاد می شود. ساعت 5:30 است مهاجمان کم کم می روند و فضای درگیری آرامترمی شود تمام کوی را گازاشک آورگرفته است. دورتا دورمیدان مرکزی کوی زخمی ها ناله می کنند . بچه ها سعی می کنند زخمی ها را دست کم به بیمارستان بفرستند اما هنوزبیرون کوی پراز نیروی ضد شورش و شبه نظامیها ست . درساختمان 14 گویا سه نفراز نیروهای انتظامی و یکی ازشبه نظامی ها (لباس شخصی ها ) موفق نشده اند به همراه بقیه بیرون روند و توسط عده ای از دانشجویان دستگیرشده اند آنها را دریک اتاق به عنوان مدرک نگاه داشته اند . عده ای از دانشجویان خشمگین می خواهند به آنان حمله کنند که اگرچنین شود بعید است چیزی ازاین چهارنفر باقی بماند . درمقابل ، چند دانشجو نیز دستهایشان را جلوی اتاق آنها به هم زنجیر کرده اند تا آسیبی به این افراد نرسد . هرچند خود نیز از ضربات دانشجویانی که تلاش می کنند وارد اتاق شوند بی نصیب نمی مانند . دستگیرشدگان ازوحشت گریه می کنند ومرتبا اظهار می کنند کسی را کتک نزده اند. بعضی از دانشجویان در راه فرار از کوچه های اطراف باز با مهاجمان ( لباس شخصیها ) درگیر می شوند ، بعد از مدتی درهای خانه ها به روی این بچه ها باز می شوند و مردم محله "امیرآباد" تا صبح به آنها پناه می دهند. اما گویا هنوز کافی نیست نیروی انتظامی و بقیه مهاجمان دوباره حمله می کنند واین بار در روشنای روز و چه بهانه ای بهتر از نجات گروگانها ؟! باردیگردانشجویان پس ازاندکی مقاومت می گریزند. باز غارت وضرب و شتم وفحاشی ... بچه ها خودشان آن چهارنفررا آزاد می کنند اما محافظان کتک کاری می شوند . دیگر هر کس را سرراهشان قرار می گیرد می برند ، حتی بعضی کسانی که برای تماشا ایستاده اند . |