تبليغاتX
عمو صحرا
سياسي-فرهنگي-کاریکاتور
 

  از تمامی دوستان عزیز عذر می خواهم که مدتی است چیزی به وبلاگ اظافه نکرده ام و حتی به وعده ی پی گیری جریان ریاست مجلس خبرگان نیز عمل ننموده ام . مختار هستید به حساب هرچه می خواهید بگذارید . اما در اولین فرصت توضیحی ارائه خواهم داد.

  امیدوارم پر انرژی تر از همیشه به کارتان ادامه دهید .

                                                                             عمو صحرا 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
  چندان از خبر درگذشت آیت الله مشکینی نمی گذرد ؛
                  
         " آيت الله علی مشکينی، رييس مجلس خبرگان رهبری، روز دوشنبه هشتم مرداد، پس از طی يک دوره بيماری طولانی در بيمارستان بقيه الله تهران و در سن ۸۶ سالگی درگذشت. "      ( 1386/5/8) آیت الله مشکینی در اوائل انقلاب در حال نمازگزاردن پشت سر آیت الله منتظری در کنار سیدمحمد بهشتی

        همانگونه که از خبر پیداست ، حادثه چندان غیر منتظره نبود ، اما این از اهمیت اتفاق نمی کاهد . به عبارتی یکی از پست های ارزشمند و تعیین کننده ی نظام بی پیر مانده و در بهبه ای که همه شاهد آن هستیم ، بسیار بعید می نماید که حکمرانان بتوانند بدون جار و جنجال ، آتش را خاموش کنند . البته این را می دانیم که همیشه ، بلند ترین فریاد ها را آنانی سر می دهند که خود را از آمال و آرزوهای مخیله ی خود پرت افتاده ببینند و به اجبار به کوتاه آمدن تن در دهند . (همان لجبازی های کودکانی که در آستانه ی باخت در بازی های کودکانه سر می دهند و این یعنی تن دادن به حقارت باخت ، پس از آن همه کرکری خواندن!)
       در این پست برآنانیم تا اندکی (تا آنجا که به دام حواشی نیفتیم و البته سواد واطلاعات هم یاریمان کند؛) به مشکینی شناسی بپردازیم . البته این قدم اول است و اگر مجال یابیم و مشکلی بر سر راهمان قد علم نکند ، در مراحل بعد شخصیت هایی که نفسشان در سینه حبس شده است نیز از نظر پنهان نخواهند ماند .

       در سایت "مرکز اسناد انقلاب"  در باب دوره ی اول زندگی مشکینی او چنین کوتاه نوشته است که نحوه ی الگوپذیری نویسنده ی این بیوگرافی ، از "زندگی نامه ی خود نوشت آیت الله مشکینی"  حتی در کدورت های شخصی ایشان نیز به طرز کودکانه ای خواننده را آزار می دهد :
                                          .....................................................
       
      آیت‌الله علی اكبر فیض معروف به مشكینی‌ در سال‌ 1300 هجری‌ شمسی‌ در روستایی‌ از توابع‌ بلوك‌ مشكین‌ و در میان‌ خانواده‌ای‌ متدین‌ و اهل‌ علم‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ از اهل‌ علم‌ بود و در كسوت‌ روحانیت‌ به‌ تحصیل‌ علم‌ و رتق‌ و فتق‌ امور مردم‌ می‌پرداخت‌. آیت‌الله‌ مشكینی‌ هنگامی‌ كه‌ همراه‌ با پدر در نجف‌ اشرف‌ مقیم‌ بود، به‌ مكتب‌ خانه‌ رفت‌ و سپس‌ همراه‌ پدر به‌ وطن‌ بازگشت‌ و مقداری‌ از مقدمات‌ علوم‌ دینی‌ را نزد پدر فرا گرفت‌. آیت الله مشکینی
      با رحلت‌ پدر و به‌ سفارش‌ وی برای‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌ به‌ شهرستان‌ اردبیل‌ سفر كرد و مقداری‌ از صرف‌ و نحو را در آنجا فرا گرفت‌. سپس‌ در معیّت‌ عالم‌ بزرگواری‌ كه‌ از زخمیان‌ حادثه‌ مسجد گوهرشاد مشهد در زمان‌ رضاخان‌ بود، به‌ شهر قم‌ آمد و در آن‌ دیار به‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌ پرداخت‌. (نمی دانم علت پنهان کردن نام این شخص و بیان آن را چگونه باید به هم ربط دهم - عموصحرا)  در آن‌ زمان‌ سایه‌ منحوس‌ رژیم‌ پهلوی‌ بر كشور مستولی‌ و تحصیل‌ در حوزه‌های‌ علمیه‌ بسیار دشوار بود. با این‌ حال‌ آیت‌الله‌ مشكینی‌ دروس‌ دوره‌ سطح‌ را به‌ خوبی‌ به‌ پایان‌ رساند و در درس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ استادان‌ مشهور دوره خود حاضر شد.
     وی نزدیك‌ به‌ هفت‌ ماه‌ نیز در نجف‌ اشرف‌ حضور داشت‌ و در درس‌های‌ خارج‌ استادان‌ آن‌ دیار، به ویژه‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) شركت‌ می‌كرد اما به‌ دلیل‌ هوای‌ گرم‌ نجف‌ و ضعف‌ مزاجی‌ مجبور به‌ بازگشت‌ به‌ ایران‌ شد.
     آیت‌الله‌ علی‌ اكبر مشكینی‌ در سال‌های‌ تحصیل‌ خود، به‌ محضر عالمان‌ بسیاری‌ شرفیاب‌ شد. وی در دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ آیت‌‌الله‌ العظمی‌ بروجردی ‌(ره‌) و آیت‌الله‌ العظمی‌ محقق‌ داماد (ره‌) شركت‌ می‌كرد. در نجف‌ نیز به‌ محضر عالمان‌ و استادان‌ آن‌ دیار شرفیاب‌ می‌شد و در درس‌ خارج‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) شركت‌ جدی‌ داشت‌.
     آیـت‌الله مشكینی در سال‌های‌ تحصیل‌ و پس‌ از آن‌ با فضلا و اساتید‌ بسیار رابطه‌ دوستی‌ داشت‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ آیت‌الله‌ جوادی‌ آملی‌ و آیت‌‌الله‌ امینی‌ را نام‌ برد.
                                        ....................................................
      از همین منبع در باب فعالیت های سیاسی ایشان چنین می خوانیم :
                                        ....................................................

      زندگی‌ آیت‌الله‌ مشكینی‌ سرشار از مبارزات‌ و تلاش‌های‌ سیاسی‌ برای‌ تحقق‌ حكومت‌ اسلامی‌ است‌. وی از نخستین‌ افرادی‌ بود كه‌ به‌ نهضت‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) پیوست‌. مشكینی در جلسات‌ مخفی‌ مبارزان‌ شركت‌ می‌كرد از این‌ رو حدود چهار ماه‌ در تهران‌ متواری‌ شده‌ بود و سپس‌ ایران‌ را به‌ مقصد عراق‌ ترك‌ كرد.
      با بازگشت‌ به‌ قم‌ در همان‌ روز اول‌ دستگیر شد و ساواك‌ از او خواسته‌ بود تا 48 ساعت‌ بعد از قم‌ خارج‌ شود. از این‌ رو به‌ مشهد رفت‌ و 15 ماه‌ در آنجا مشغول‌ تدریس‌ شد و بار دیگر به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ آمد و مبارزات‌ را پی‌ گرفت‌؛ اما پس‌ از مدتی‌ به‌ همراه‌ 27 نفر از اساتید‌ و فضلای‌ حوزه‌ تبعید شد. از این‌ رو به‌ زادگاه‌ خود (مشکین شهر) رفت‌ ولی‌ پس‌ از سه‌ ماه‌ ساواك‌ وی را دستگیر و به‌ ماهان‌ كرمان‌ و گلپایگان‌ تبعید كرد. (البته این نکته شایان ذکر است ؛ همانگونه که در زندگی نامه ی خود نوشت ایشان می خوانیم ، دستگیری او توسط ساواک ، که در منزلش صورت گرفت ، بسیار متمدنانه و با احترام بود . هرچند ایشان به این قضیه اشاره ای نکردند ، اما از جنس قلمشان پیداست که از نوشتن چنین بی عدالتی هایی فروگزار نمی کردند. و در عین حال نهایت مجازاتی که برای ایشان و اکثریت جامعه ی روحانیت در نظر می گرفتند ، حکم تبعید بود ، مثلا بیشترین آزاری که به آنها می رسید این بود که نماز جماعتشان اجازه ی بر پایی نمی یافت. شاید در فرصت های بعدی به سازمان اطلاعات نیز نظری بیافکنیم و تمایزاتی را بررسی کنیم - عموصحرا )
      وی پس‌ از دو سال‌ نیز به‌ كاشمر تبعید شد و در طول‌ دوره تبعید نیز دست‌ از مبارزه‌ برنمی‌داشت‌؛ این‌ گونه‌ بود كه‌ ساواك‌ او را به‌ مكان‌ دیگری‌ منتقل‌ می‌كرد. وی از اعضای‌ جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ بود‌.
      با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌، آیت‌الله‌ مشكینی‌ در مسئولیت‌های‌ گوناگونی‌ به‌ ایفای‌ نقش‌ پرداخت‌ از جمله عضویت‌ در خبرگان‌ تدوین‌ قانون‌ اساسی‌، مسئول‌ گزینش‌ و اعزام‌ قضات‌ با حكم‌ امام‌ (ره‌)، ریاست‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ در هر سه‌ دوره‌، امامت‌ جمعه‌ قم‌ با حكم‌ امام (ره‌) و رهبر انقلاب، عضویت‌ در جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ و ریاست‌ شورای‌ بازنگری‌ قانون‌ اساسی‌.
                                       .............................................

در وبلاگ " آذر "  نیز از سه دوره ی زندگی ایشان (جوانی/میانسالی/کهنسالی) سخن رفته است که بخش هایی از اعمال او را به اختصار بیان می کنم :

       1. علي‌اكبر مشكيني 37 ساله همراه تعدادي از روحانيون ارشد و اساتيد حوزه طي نامه‌اي به آيت‌الله بروجردي خواستار سازماندهي آموزشي در حوزه علميه قم شد. آنها دوست داشتند كه برخي دروس ديگر همچون اخلاق نيز در چارچوب دروس طلاب قرار گيرد. نامه با دست خط علي مشكيني نوشته شد و 200 طلبه و استاد حوزه آن را تنفيذ كردند كه سنگ بناي يك كار شبه‌تشكيلاتي براي روزهاي آتي شد .
      2. پس از فوت آیت الله بروجردي (شروع فعالیت های سیاسی) ، پس از در 15 خرداد و سخنرانی معروف امام ، مشكيني همراه ديگر اساتيد و روحانيون حلقه‌اي «11 نفره» شكل دادند كه اگر چه تحت لواي «اصلاح حوزه» خود را پنهان مي‌كردند ، اما دغدغه‌هاي سياسي در ميان جلسات آنان مطرح مي‌شد. گروه 11 نفره را «عبدالرحيم رباني شيرازي، حسينعلي منتظري، علي مشكيني، عل قدوسي، علي خامنه‌اي، محمد خامنه‌اي، اكبر هاشمي رفسنجاني، احمد آذري قمي، ابراهيم اميني، محمدتقي مصباح يزدي و مهدي حائري تهراني» تشكيل داده بودند. مشكيني، منتظري و رباني شيرازي در زمره برادران بزرگتر مدرسين حوزه قم قرار داشتند و بيشتر نقشي هدايتگر را بازي مي‌كردند.
      3. آنان پس از بركناري «اسدالله علم» در 17 اسفند 42 به «حسنعلي منصور» نخست وزير وقت تلگرافي زدند و اعلام كردند: «ملت مسلمان ايران، به خصوص جامعه روحانيت ديگر تاب تحمل زنداني بودن مرجع عاليقدر حضرت آيت‌الله‌العظمي خميني و آيت‌الله قمي و حجت‌الاسلام طالقاني را ندارد و با بي‌صبري هر چه تمام‌تر منتظر خلاصي ايشان هستند». طاهر خرم‌آبادي نويسندگان اين تلگراف را «علي مشكيني و حسينعلي منتظري» عنوان كرده بود. مشكيني همراه سايرين حتي در برابر اعدام «طيب حاج رضايي» و «حاج اسماعيل رضايي» واكنش نشان دادند. آنان در منزل «ناصر مكارم شيرازي» جلسه‌اي برگزار كردند و قرار شد كلاس‌هاي حوزه را به دليل اعدام اين دو نفر كه در اعتراض‌‌هاي تهران پس از 15 خرداد بازداشت شده بودند، تعطيل كنند.
     4. پس از تبعید امام به ترکیه در پي تلاش های همرزمان مشیکنی ، همچنان جلسات مدرسان حوزوي برگزار مي‌شد تا به نهضت خود جان تازه‌اي بخشند. آنان در 23 بهمن 44 در منزل علي مشكيني جمع مي‌شوند كه در آن جلسه به غير از صاحب‌خانه «آذري قمي، منتظري، رباني شيرازي، جنتي و حجتي كرمساني» حضور داشتند كه نتيجه آنان پيگيري سه مساله بود؛  انتشار اطلاعيه و بيانيه، ديدار با مراجع تقليد و در نهايت اگر ميسر نشد، تهديد، ارعاب و حتي ترور. در اين راستا بود كه در اواسط فروردين 45 اساسنامه گروه 11 نفره در تفتيش منزل آذري قمي به دست ماموران ساواك مي‌افتد.
      5. ...اعضاي گروه 11 نفره با اطلاع از افشا شدن نام آنان ، هر كدام به سويي رفتند و برخي هم بازداشت شدند. علی مشكينی نيز به تهران رفت و به مدت چهارماه در تهران مخفي ‌شد و با نام مستعار با دوستانش ارتباط برقرار مي‌كرد. او درباره آن چهار ماه اختفا مي‌گويد: « در اين ايام چندين بار از سوي مرحوم آيت‌الله طالقاني كه ايشان نيز زنداني بودند ، پيام رسيد كه زندگي مخفي را رها كن تا دستگيرت كنند؛ زيرا زندان بهتر از آن حال است و اغلب دوستان و جوانان مسئول و متعهد را در زندان حداقل زيارت مي‌كني. ولي من به دليل علاقه زيادي كه به مطالعه و تاليف داشتم و مي‌‌ترسيدم در زندان وسايل كارم يافت نشود، علني نشدم ؛ اما در اين دوران موفق به تاليف چندين كتاب شدم.»
     6. در سال‌هاي 41-42  بهشتي به همراه روحانيوني ديگر همچون ؛ مشكيني، مصباح يزدي، سبحاني، قدوسي، آذري قمي، محفوظي، باهنر، رباني شيرازي، مفتح، يزدي، اميني، طاهري خرم‌آبادي و هاشمي رفسنجاني ، گروهي به نام «ولايت» برپا كرده بودند تا به صورت تحقيقاتی به حكومت اسلامي بنگرند و از كتب مختلف درباره اين مساله فيش ‌برداري كنند. با سفر بهشتی به آلمان در سال 44 از فعاليت‌هاي اين گروه كاسته مي‌شود كه با بازگشت بهشتي در سال 49 بار ديگر آنان به كارهاي تئوريك خود همزمان با اعلام نظر آيت‌الله خميني درباره ولايت فقيه مي‌پردازند. اما اندك زماني نمي‌گذرد كه ساواك از فعاليت‌هاي اين گروه مطلع مي‌شود و دفتر آنان در تهران را بازرسي و تمامي فيش‌هاي تحقيقاتي درباره حكومت اسلامي را ضبط مي‌‌كند. البته آنان همچنان به دنبال بسط و اعلام نظريه امام خميني در قم بودند و حتي نظريه اين عالم ديني به صورت جزوه‌اي مخفيانه در ايران منتشر ‌شد. مشكيني نيز در پي اين اقدام ، كلاس درسی را تحت عنوان «حكومت‌اسلامي» در قم برگزار و جزوه‌ای درسی برای طلبه‌های خود تحرير ‌كرد.
    7. در سال 49 با فوت آيت‌الله حكيم در نجف ، 12 نفر از روحانيون، طرح مرجعيت آيت‌الله خميني را مطرح كردند؛ «مشكيني، منتظري، نوري همداني، فاضل لنكراني، صالحی نجف‌آبادی، ربانی شيرازی، جنتی، خزعلی، امينی، شاه‌آبادی، صلواتی و انصاری شيرازی». اگر چه در گذشته هم در اطلاعيه‌هاي خود ايشان را مرجع تقليد ناميده بودند، اما اين بار به صورت يك پروژه سياسي به آن نگريستند. مشكيني در پی اين اعلام، گفته بود: تقليد از امام «جايز و بی‌اشكال و صلاح اسلام و مسلمين» است.
     8. پس از اعلامیه ی اعلام مرجعیت ایت الله خمینی ، 25 نفر از مدرسين قم (که مشکینی یکی از آنها بود) در مرداد 52 به دستور ساواك به اتهام «تحريك به آدم‌كشي، سلب آسايش از اهالي محترم شهرستان قم و ايجاد مزاحمت‌ براي 11 هزار نفر از طلبه‌هاي حوزه علميه قم» به مدت سه سال تبعيد شدند.
     9. او در سال 56 جزو هسته‌ای شد كه بار ديگر به ابتكار «محمد حسين بهشتی» شكل يافته بود. اعضای اين هسته اگر چه با ديگر تشكل‌ها همچون جامعه ی مدرسين و روحانيت مبارز تهران و همان روحانيونی كه در قم به دنبال ترويج تفكر براندازي رژيم وقت بودند ، مشترك بودند ، اما اين هسته گام آخر شكل‌گيری حكومت اسلامی را دنبال مي‌كرد. در گروه 11 نفره و ولايت، ترويج و تئوريزه‌ كردن حكومت اسلامي مد نظر بود، اما در اين هسته ، سازماندهی نيروها برای مديريت حكومت اسلامی پيگيری می شد. بهشتي به دنبال آن بود كه با ياری ساير روحانيون مقدمات شكل‌گيری يك حزب و حركت مسلحانه را عليه رژيم فراهم كند كه پس از انقلاب ، بستری برای حزب جمهوری اسلامی شد.
     10. او حتي در دوره ای به جانبداري از نظرات مرحوم دكتر شريعتي متهم شده بود ؛ به‌گونه‌ای كه احمدی ميانجی، روحانی و ميرمحمدی ، از مدرسين حوزه علميه ی قم به اين دليل به ديدار او به گلپايگان مي‌روند تا دعوايی طلبگی  را به تصوير كشند.
     11. موضع جامعه مدرسين در طرح واگذاري و احياي اراضي و قانون كار به چالش جدي مبدل شد. در برابر واكنش ‌های فقها در قم، مشكينی در برابر هم تشكيلاتی‌های خود مي‌ايستد و مي‌گويد: « عمده اين اختلافات مساله ولايت فقيه است. زيرا وقتي ما مي‌گوييم زمين شخصي را كه مالك است و زمين را احيا كرده و از اين طريق مالك آن شده ؛ بگيرند و بين عده ديگري تقسيم كنند ، اين مساله مربوط به ولايت فقيه است، يعني حاكم شرع است كه مي‌خواهد اين كار را بكند حال آن شخص راضي هم نباشد. ولايت فقيه مانند ولايت پدر نسبت به فرزندان صغيرش است.»
     12. آيت‌الله مشكينی علاوه بر حضور در مقام يك عضو پرسروصدای جامعه مدرسين، در سال 58 همراه با آيت‌الله منتظری از سوی امام مسووليت گزينش و جذب قضات را برعهده گرفت .
     13.آيت‌الله مشكينی در انتخابات رياست‌جمهوری دوره هفتم در ابتدای امر حاضر به حمايت از كانديدای اصلح راست‌گرايان نشد. او در فضايی كه برخی «ناطق نوري» را كانديدای جامعه مدرسين نمی‌دانستند، با اعلام موضعی مبهم اين فضا را تشديد كرد. او كمتر از دو هفته مانده به زمان انتخابات گفت: «بنده هيچ مطلبی مبنی بر اصلح‌بودن آقای ناطق‌نوری به صورت كتبی يا شفاهی ابراز ننموده‌ام.» پس از اين سخن، رئيس ستاد انتخاباتی«محمد محمدی ری‌ شهری» (داماد مشکینی و اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی- شایان ذکر است که "محسن مخملباف ، نویسنده و کارگردان نام آشنای ایران نیز داماد دیگر ایشان می باشند  - عمو صحرا) ، اعلام كرد: «در تماسي تلفني، ايشان گفتند كه من آقای ری ‌شهری را اصلح، اعلم و اتقی از ساير كانديداها می‌دانم و آرزوی قلبی من موفقيت ايشان است.» اما در نهايت به نظر اكثريت اعضای جامعه مدرسين كه حامی ناطق‌نوری بودند ، تن داد و طی اطلاعيه اين مساله را مطرح كرد.
     14. مشکینی پس از سخنراني هاشم آقاجری در همدان ، به مناسبت سالگرد درگذشت علي شريعتي ، نسبت به اين سخنان اعتراض كرد و گفت: « وي [هاشم آقاجري] نسبت به علما و اسلام، جاهل است. او آدم وارونه ‌ای است.» او ادامه داد: «تمام مقلدان علما را ميمون حساب كرده، آيا واقعا اين گونه است؟ اين مردك اسلام و تقليد را درست فهميده؟» مشكيني سپس از «روحانيت و مردم متدين» خواست كه عليه آقاجري به قوه قضائيه شكايت كنند. از سوي ديگر جامعه مدرسين نيز سازمان مجاهدين انقلاب را نامشروع اعلام كرد كه اطلاعيه اعلام اين مطلب توسط مشكيني امضا شده بود.
    15.  مشكيني در آن روزها كه دانشگاه‌ها ، به حكم اعدام هاشم آقاجري اعتراض می‌كردند، نيز عنان مخالفت در دست گرفت و گفت: «چه شده سر اين حكم اين همه جنجال می كنند و كار به دانشگاه كشيده شده و عده‌ای معدود، دانشجو يا مسما به دانشجو ، ضمن اعتراض به حكم ، به سران نظام اهانت مي‌كنند؟ » او سپس خطاب به دانشجويان معترض به حكم آقاجري گفت: «همه مي‌دانند شما به ساز آمريكا می‌رقصيد. (و این دانشجویان امیر کبیر هم هنوز از رقصیدن به ساز شیطان بزرگ خسته نشده اند ، که در زندان های رسمی نظام ، نمی توان خبری از آنان گرفت !!! - عموصحرا)  پول دلار شما را مست كرده است. » مشكيني در اين دوران تصميم خود را عزم كرده بود تا در برابر اصلاح‌طلبان بايستند و عملكرد آنان را به باد انتقاد بگيرد.
    16.او در آستانه بازگشايی مجلس هفتم در 22 خرداد 83 در خطبه‌های نماز جمعه قم سخنی را بيان كرد كه آتش واكنش‌ها را نسبت به او در پی داشت. او گفت: « بازگشايي مجلس هفتم را به خود مجلسيان و رهبر معظم انقلاب تبريك مي‌گويم و تشكر ويژه از حضرت بقيه‌الله (عج) دارم كه وقتي هفت‌ماه پيش در شب قدر فرشتگان الهي ليست اسامی نمايندگان مجلس هفتم و نام و آدرس آنها را به حضرت دادند ، حضرت هم همه آنها را امضا كردند.»  حسین مشکینی ، پسر آیت الله مشکینی ، این عمل پدر را اینگونه توجیح می کند که : «طبق روايات اهل بيت(ع) از هر شب قدر تا شب قدر ديگر ليست حوادث و وقايع جهاني كه از جمله نصب و عزل‌هاي مختلف كشور است،‌ توسط فرشتگان به حضور اقدس حضرت بقيه‌الله الاعظم، ارواحنا له الفدا عرضه مي‌شود و آن حضرت آنچه را كه بخواهند امضا يا رد مي‌كنند. آيت‌الله مشكيني نيز روي حسن ظنيی كه به انتخاب‌ شدگان مجلس هفتم داشتند، در نماز جمعه آرزو كردند كه انشاءالله انتصاب آنها مورد رضايت آن حضرت قرار گرفته باشد.»
     17. مشكيني با وجود اينكه جامعه مدرسين ، از محمود احمدی‌نژاد در انتخابات حمايت نكرد ، اما پس از پيروزی اين كانديدا، در برهه‌های مختلف ، حمايت خود را از او علنی كرد. او پس از سخنرانی احمدی‌نژاد و كذب دانستن «سوزاندن 6 ميليون يهودی توسط هيلتر» گفت: «سخن رئيس‌جمهور سخن همه ملت است؛ چرا كه رئيس‌جمهور حرف منطقی به اروپا زده و آن اينكه چرا بايد تاوان دروغ‌های اسرائيل را ملت فلسطين بدهد.»
                                               ....................................................
     نظر آیت الله مشکینی در مورد مجلس خبرگان رهبری (منتشر شده به وقت تهران در روز سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۵- سایت رادیو فردا) :
     ایشان اعضای مجلس خبرگان را ، بی پرده با پیامبران اولی العزم مقایسه کرد و گفت : «تصميمات پيامبران اولی العزم، بر کل ملتشان نافذ بود اما اعضای مجلس خبرگان، اولی العزمترند ، چون تصميمشان برای ملت، نافذتر است.» وی اين سخنان را در حضور عالی ترين مقام های جمهوری اسلامی ايران بيان کرد ؛ مقام هايی چون محمود احمدی نژاد (رييس جمهوری) ، محمود هاشمی شاهرودی (رييس قوه قضاييه) ، غلامعی حداد عدل (رييس مجلس) و رحيم صفوی (فرمانده سپاه) که خود نشان دهنده ی ریشه هاییست که او در طول عمر خود دوانیده است.

    نظر آیت الله مشکینی در مورد انرژی هسته ای (در همان منبع):
    او انرژی هسته ای را حق مسلم هر کشوری در دنیا دانست و همچنان به شکلی ضمنی ، به احتمال حمله آمريکا به ايران اشاره کرد و مدعی شد که «ملت ايران» از سوی «خداوند» ، قدرتی ويژه برای دفاع از خود، دريافت کرده است.  (منظور از این قدرت ، همان سلاح هسته ایست که علت این لطف الهی را در همان جا ، سه موضوع «رهبری آيت الله خامنه ای بر ملت ايران»، «اعتقاد ايرانی ها به اصل دينی توحيد» و «باور داشتن به ظهور يک منجی»،  ذکر کرد.
 
  و در پایان اینکه جبهه گیری جناب مشکینی در مورد نظام جمهوری اسلامی و رهبری اینگونه است که "نظام الهی" است و رهبری آن "بی نظیر" می باشد. و همچنان این ؛ رایحه ی خوش خدمت به مردم است که در دولت نهم استشمام می شود. (که در این مورد ، بنده تنها بوی تعفن  می شنوم .)

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
 

   در نگرانی به سر می بردم که دوستی عزیز ( مریم ) برایم کامنتی در باره ی "سینا پایمرد" گذاشت :

           سلام عزیز ... من آخرین بار که با پدر سینا صحبت کردم (روز چهارشنبه) گفتن پول درخواست شده جور شده و الآن تو حسابه ... فقط باید دعا کنیم ولی دم رضایت بدن و اینبار مسئله ی جدیدی پیش نیاد

من هم امیدوارم هرچه سریع تر سینا کاملا آزاد بشه .

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
 

            

         بیهوده انگاشتم که مجال به تصویر کشیدن بزرگمردی چون "احمد شاملو"  را در سالروز مرگش ( ۲ مرداد) خواهم داشت. فکر می کردم فرصتی خواهم داشت تا به پاس همه آن چیزهایی که از او آموخته ام ، می توانم یادی از او را در وبلاگ خود آلوده کنم . اما ... ای کاش مجالی بود ! مرا که توان توصیف راستی مردی چنین ، که در برابر تندر می ایستد ، خانه را روشن می کند و می میرد ، نبود . پس همان به که مجالش هم نباشد .

      مگر چه شده است؟!
  
     27 تیر 1385 بود که از اخبار بی شرم داخلی ، نکته ای نغر را برایمان بیان کردند ، و ما خندیدیم !!  پسری به نام "سینا پایمرد" ، که به تازگی پا به سن شوم 18  سالگی گذاشته بود و باید تاوان گناه نوجوانی اش را در سن بلوغ پس می داد ، در پای چوبه ی دار قصد کرد به عنوان آخرین خواسته اش ، اندککی نی بنوازد . گویا نوای نی اش در دل ها اثر کرد ، که نه خود را ، بل هم قطار او را نیز از حکم بی بدیل اعدام رهانید .سینا پایمرد در شرف اعدام در میان اخبارهای آن روز ، خستگی را از تن بینندگان به در کردند . اما چون خبر خوشایند و اندکی فانتزی بود ، کسی جویای این حماقت نبود و نشد که به کدامین گناه جوان 16 ساله (سن سینا در زمان ارتکاب قتل) را به حکم اعدام می بندند. تا اینکه یک سال از موعد اعدام او گذشت و قرار بود در 27 تیر 1386 او را به دار بیاویزند . ( او به قصاص محکوم شده بود و همانطور که می دانید تفاوت آن با حدود در این است که می توان با جلب رضایت اولیای دم ، طلب بخشش کرد ، حال با جبران آن به طریق دیگری . اما مسئولیت رسیدگی به امور مقتول را برادرانش در دست گرفته اند که بر مبلغ  150.000.000 تومان اصرار دارند . پدر "سینا" که تنها موفق شده بود 70 میلیون تومان را تهیه کند ، با توجه که دادگاه اعلام کرده بود اگر مبلغ را به 100 میلیون تومان برسانید امیدی به نجات فرزند هست ، ارزش سینا را می توان به راحتی 30.000.000 میلیون تومان رقم زد ، که مسلماً از جنازه ی  خیلی ها کمتر می ارزد. ) اما این دومین بار بود که تا پای چوبه ی دار می رفت و کوله باری از حماقت من و تو را با خود می کشید ، همچون پدر مقدس در کتب مقدس ، ( اما خبری از درد جاودانگی نبود و نیست که او تنها فنا خواهد شد و چیزی بیش از آن نه .) ! اما اینبار هم با فشار هایی که از طرف خانواده ، وکیلش ،  "نسرین ستوده" و جامعه ی جهانی (اتحادیه اروپا, نگرانی خود را نسبت به اجرای حكم اعدام سینا پایمرد, نوجوان 18ساله ایرانی كه محكوم به اعدام شده است, اعلام كرد.) وارد می آید ، 10 روز دیگر بر روزشمار تحمل مرگ می افزایند . ( این همه عذاب ، سبک تر از کفه ی  کدام گناه خواهد بود ؟! )

       امیدوارم تا موئد مقرر مبلغ باقی تهیه شود . البته لازم به ذکر است که عده ای از خیّرین در ایم امر قدر نهاده اند . شماره حساب حساب سپهر /۰۳۰۶۸۴۶۳۷۸۰۰۰/  بانک صادرات شعبه ی سه راه مجلس کد /۰۸۸۱/ به نام  "سید سعید پایمرد"  به همین منظور تهیه شده است . (برای اطلاعات بیشتر و قبول مسئولیت یا ایجاد ارتباط نزدیک تر به آدرس ( http://ma-hich-ma-negaah.blogfa.com/post-15.aspx  ) سر بزنید.)

       اما چند نکته هر چند بدیهی ، قابل ذکر هستند :

          1. (مصاحبه ی روزآنلاین با  "نسرین ستوده": ) در طي سه سال اخير، طبق آماري كه ما داريم ، 26 حكم در اين زمينه صادر شده كه افراد محكوم شده، در زمان ارتكاب جرم، زير 18 سال سن داشته اند. هفت مورد از اينها در طي دو سال گذشته، حكمشان اجرا شده است كه بعضي از آنها حتی در زمان اجراي حكم هم زير 18 سال داشتند. مثل عاطفه سهاله و محمود عسگري . علاوه بر اين بالغ بر 20 اسم هم از افراد زير 18 سالي داريم كه به اتهام قتل عمد بازداشت شده اند و هنوز دادرسي شان پايان نيافته است ، ولي احتمال قوي وجود دارد كه براي آنها هم حكم اعدام صادر شود . البته تاكيد كنم كه اين آمار رسمي نيست و تنها مواردي است كه به مطبوعات كشيده شده.
          2. سن مسووليت كيفري براي دختران 9 سال و براي پسران 15 سال است.
          3. ( "نسرین ستوده" در مصاحبه ی روزآنلاین :)  درواقع براي تعزيرات ما مشكلي نداريم و قانون اختيار را به قاضي داده است. در قصاص و حدود است كه مي گويند چون از احكام الهي است، هيچ كس نمي تواند در آن مداخله كند. در قصاص نيز،‌ ارضايت اولياء دم مي تواند موجب توقف اجراي حكم شود، ولي در حدود حتا گذشت شاكي،‌ تاثيري در اجراي حكم ندارد و حتما بايد حكم اجرا شود.
          4. به موجب ماده 37 کنوانسیون بین المللی حقوق كودك ، كه ايران در سال 1381 به آن پيوسته، ‌صدور حكم اعدام براي افرادي كه در زمان ارتكاب جرم ، زير 18 سال دارند ، ممنوع است. همچنين ماده 5 ميثاق سياسي و مدني كه ايران سال 1352 به آن پيوسته ، صدور حكم اعدام براي افراد زير 18 سال ممنوع است.

اثر الکساندرو گاتو ( به لینک ها مراجعه کنید )

 

 سخن آخر :
        چندان از این آشوب های اخیر نمی گذرد . از برخورد های وحشیانه برای مبارزه با آنچه بدحجابی می نامند ، از برخورد با همه ی آنان که دوست بدارند نام اراذل و اوباش را برایشان بکار گیرند ، (؛ به قول قاضی مرتضوی ، 1 اراذل و اوباش!! ) ، از رویکرد مجدد به پدیده ی شگفت سنگسار ، از مبارزاتی دشمن پندار با دانشجویان ، از شدید ترین و بی رحمانه ترین برخورد ها با مستعدترین دانشجویان . دیدیم و به جان خود احساس کردیم همه ی ترسی که حکمرانان فهم می کردند در جامعه به تاراج رفته است ، از زیادت آزادی در تمام جنبه های آن ، آنگونه که قاضی مرتضوی گفت ، و از ابتذالی که در جامعه موج می زند و همه و همه ی دلسوزان ، دلسوزاندند و ریشه هایش را در دل مردم و فکر مبتذلشان یافتند ، که نه اعتیاد و نه فحشا و نه ناامیدی و نه  هیچ درد دیگر ، راهی به سیاست نخواهد یافت و تنها مشکل آنجاست که دیوار انزوای مردم را ، کِرم کرده است ( بیچاره مردم ). وقتی 16 نفر را به نام مبارزه با اراذل و اوباش ، در ملا عام بر دار می آویزند ،( و مژده ی اعدام  17 نفر دیگر را می دهند ،) آیا نمی دانند با چه شتابی آمار بی فرهنگی و وحشیگری را در عرصه ی بین الملل بالا می برند ؟ ( در سال 2006 حداقل 177 نفر ، اغلب با طناب دار ، در ایران اعدام شدند .) کدام قاضی خود را در آن مقام می تواند ببیند که چنین حکم پر بهایی را به تنهایی و بر مبنای شواهد و مدارک ، صادر کند ؟  هدف از این شیوه ی ایجاد رعب و وحشت و نمایش میزان حماقتی که در عرصه ی قضایی می تواند موج بزند ، بیانگر قدرت کیست ؟ و تبر قدرت بر سر کدام دسته از گناه کاران فرود خواهد آمد ؟

    برای پی گیری خبر به منابعی که در همین پست نیز از آنها کمک گرفتم سر بزنید :

            
http://humanly.blogfa.com/post-102.aspx
http://faryiad-iran.blogfa.com/post-114.aspx
http://webelieve.blogfa.com/post-38.aspx
http://zohreimany.blogfa.com/post-289.aspx
http://ma-hich-ma-negaah.blogfa.com/post-15.aspx
http://norooznews.ir/news/2260.php
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2696022,00.html
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2695311,00.html
http://www.aftab.ir/news/2007/jul/18/c9c1184774717_adventure_iran_kill.php
http://hrw.org/persian/docs/2006/09/23/iran14265.htm

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اندیشیدن در سکوت.
آنکه می اندیشد
به ناجار دم فرو می بندد
اما آنگاه که زمانه
زخم خورده و معصوم
به شهادت اش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت . (شاملو)

نوشته های پیشین
اسفند 1386
دی 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آرشیو موضوعی
سیاسی
کاریکاتور
نویسندگان
عمو صحرا
ح.ص
پیوندها
فریاد حق طلبی
اعتماد ملی
هم آوا
بهرین
جامدادی (--------عالیه--------)
اکبر گنجی و ...
کاریکاتور ( الکساندرو گاتو )
دکتر nkn ( برنامه نویسی )
زرتشتیان ایران
ایلنا (خبر )
ایرنا (خبر )
ایران کارتون
کلاچینکف(خبری-تحلیلی)
سفیر لینک (لینک های دیدنی و خواندنی)
روزنا (خبر)
سلام دموکرات
آوای دیگر
عصر ایران ( خبری-تحلیلی )
هاشور ( جدید )
تحکیم وحدت
مجید مهجور (کاریکاتوریست)
انجمن کاریکاتور تبریز ( تبریز کارتونز )
شاپرال ( -------عالیه------- )
علی افشاری
محسن سازگارا
احمد باطبی
تقویم دیجیتالی (هنر)
امید معماریان
فارس نیوز
مزدکام
مرکز اسناد انقلاب
مدرسه ما ( از طلاب )
آناهید (جدید)
سپهر نیوز
نصور نقی پور (الفبای سرخ )
فرشاد یزدی
فاطمه رجبی
قالیباف
المزخرف
کوردیش کارتون
نیک آهنگ کوثری
خبرنامه ی امیر کبیر
تا آزادی پلیتکنیک(شهبازی)
عباس .ف.خ.ر
میدان زنان
مسیح علی نژاد
مسعود بهنود
نجات پاسارگاد
نشریه سگال
بهروز جاوید تهرانی (در خطر)
کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
کمپین آزادی پلیتکنیک (آدرس جدید)
خبرگزاری نوروز
خبرگزاری آفتاب
شهروند (هفته نامه)
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
آذز
کیمیا ( لینک دهید)
توکا نیستانی (وبلاگ)(کاریکاتوریست)
توکا نیستانی (سایت)(کاریکاتوریست)
بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست)
خرمگس خاتون (فروغ)
گلدان خالی(مرد بارانی)
علیرضا7ساله(کاریکاتوریست)
خبرنامه ی دیدبان حقوق بشر (ایران)
ایران نام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar