تبليغاتX
عمو صحرا
سياسي-فرهنگي-کاریکاتور
        .........................از همکلاسی هایمان در امیرکبیر چه خبر ؟............................

   دانشجويان دانشگاه اميركبير در حمايت از هشت دانشجوي بازداشتي اين دانشگاه با امضاي طوماري خواستار تعويق زمان امتحانات تا آزادي اين دانشجويان شدند.
به گزارش “ايلنا”، در اين طومار كه بيش از ۱۰۰۰ امضا را در پاي خود دارد، خودداري از حضور در جلسه امتحانات تا آزادي همه دانشجويان در بند و لغو احكام محروميت از تحصيل برخي دانشجويان ديگر به عنوان خواسته‌‏هاي اصلي مطرح شده است.
در اين طومار آمده است:
«نيمكت‌‏هاي خالي دوستان هم‌‏دانشگاهيمان، با اينكه معدود است اما در كنار تعداد زياد نيمكت‌‏ها نشان از مظلوميت كساني دارد كه چندي پيش تحقق خواسته‌‏هاي ما را در صحن دانشگاه فرياد مي‌‏زدند.
و اينك ظلمي آشكار است كه بدون حضور دوستان و هم‌‏دانشگاهي‌‏هايمان يك ترم حضورمان را در دانشگاه بهره گيريم و آنان كه پشت ميله‌‏هاي زندان و ميله‌‏هاي دانشگاه هستند، محروم!
ما دانشجويان امضاكننده اين طومار، با توجه به شرايط به وجودآمده و محروميت دوستان دانشجوي دربندمان از حق مسلم خود در ادامه تحصيل در ترم جاري تا آزادي كليه آنها و لغو احكام محروميت از تحصيل توسط كميته انضباطي از حضور در جلسه امتحانات پايان ترم جاري خودداري مي‌‏كنيم.»

       ..................................حداد ، رهایی و دانشجویان زندانی.....................................

     خبرنامه امیرکبیر: از ساعاتی پیش چندین خبر موثق به گوش می رسد كه هشت دانشجوي پلي تكنيكي بازداشتي تحت شديدترين فشارها و شكنجه هاي روحي و جسمي قرار گرفته اند.
     به گزارش اين منبع خبري از روز گذشته و پس از دستگيري و انتقال عباس حكيم زاده و علي صابري به تهران ، فشارهاي شديدي روي افراد دستگير شده براي پذيرفتن نگارش، انتشار و پخش چهار نشريه جعلي كه حدود ۴۰ روز پيش در دانشگاه منتشر گرديده بود ، وارد آمده است. دستگاه امنيتي كه ظاهراً تعداد نفرات لازم براي تكميل سناريوي خود را يافته است اينك به دنبال پايان دادن قضيه به غير اخلاقي ترين روش ممكن مي باشد.
    در حالي كه مديران مسئول و ساير افراد دستگير شده از همان روز اول هرگونه دخالت و يا حتي اطلاع از نشريات منتشر شده را تكذيب نموده بودند، اكنون در زندان تحت شكنجه هاي شديد جسمي و روحي براي پذيرفتن انتشار نشريات جعلي قرار گرفته اند.
    از سوي ديگر طي خبري ديگر دستگاه امنيتي شرط آزادي ۴ غير دانشجوي دستگير شده در اين پرونده كه كاركنان يكي از مراكز تايپ و تكثير بوده اند را اعتراف عليه دانشجويان بازداشتي تعيين نموده و سپس آنان را آزاد كرده است .
   
     همچنين حداد، معاون امنيتي سعيد مرتضوي، امروز طي مصاحبه اي اعلام نموده است كه تحقيقات در مورد پرونده نشريات تا آخر هفته پايان خواهد يافت و نتايج اعلام خواهد شد.
    اين سومين باري است كه حداد اقدام به تعيين زمان براي تكميل تحقيقات و اعلام مجرمان مي نمايد و اين بار با دستگيري دو دانشجوي ديگر وشكنجه روحي و جسمي بازداشت شدگان احتمال اعلام خبر مقصر بودن دانشجويان بي گناه در اين زمينه وجود دارد. ظاهراً ماموران امنيتي در حال حاضر تمام تلاش خود را مي كنند تا در مهلت مقرر از سوي حداد خروجي مطلوب سيستم امنيتي را توليد نموده و اعلام نمايند. قاضي حداد در هردو بار قبلي با اطمينان از مقصر بودن دانشجويان بازداشتي در اين پرونده سخن گفته بود كه اين سخن نشان مي دهد منظور وي از تحقيقات نه يافتن حقيقت كه بلكه پيشبرد سناريوي ذهني وي و همفكرانش از طريق فشار به دانشجويان بازداشتي براي پذيرفتن تقصير بوده است.
     از سوي ديگر ساعتي پيش عليرضا رهايي ، رييس دانشگاه اميركبير ، طي جلسه اي با سران بسيج و نيروهاي تندرو از آنان خواست تا در نامه اي به قوه قضاييه خواستار اعلام سريعتر مجرمان پرونده نشريات اميركبير شوند كه اين اقدام وي در هماهنگي كامل با موارد بالا و در راستاي حضور بيشتر نيروهاي تندرو در روزهاي جاري براي جوسازي بيشتر براي اعلام خبر اصلي ارزيابي مي شود.

     مجموع موارد فوق حكايت از اين دارد كه به نظر مي رسد اين بار نيز حكومت رو به سناريوي نخ نما شده گرفتن اعترافات از طريق شكنجه روي آورده است، سناريويي كه همواره به جز ريختن آبروي نظام در عرصه داخلي و صحنه بين المللي هيچ دستاورد ديگري براي دستگاه امنيتي نداشته است.

          خبر فوق بصورت کامل از سایت خبرنامه ی امیر کبیر و سایت ایران پرس نیوز برداشته شده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط عمو صحرا | 
         حکم اعدام آیت الله کاضمی بروجردی به دلیل مغایرت افکار با نظام در مقام مرجع تقلید

      مدتها بود که آیت الله کاظمی بروجردی به دلایل اختلافات فکری با پاره ای از مسائل بنیادی نظام جمهوری اسلامی ، تحت مراقبت ماموران امنیتی بود و در نتیجه ی ایجاد انواع و اقسام محدودیت ها برای ترویج افکار او، به عنوان مرجع تقلید ، تجمعاتی در اطراف منزل او شکل گرفت که یکی از این تجمعات که در 16 مهر 1385 اتفاق افتاد ،  با دخالت نیروهای ناشناس لباس شخصی ، که شعارهایی چون " مرگ بر ضد ولایت فقیه " (خطاب به او و طرفدارانش) سر می دادند ، به درگیری این نیروها با طرفداران مذهبی آیت الله بروجردی انجامید . تجمع کنندگان دلیل حضور خود را اعتراض به دستگیری تعدادی از حامیان  این مرجع تقلید اعلام کردند . محوریت اختلاف بر سر اعلام انزجار از "دین سیاسی" و بازگشت به "دین سنتی" بود .
     اینک ، پس از کشمکش های فراوان ، حکم اولیه ی آیت الله کاظمی بروجردی در دادگاهی غیر علنی ، بعد از تفهیم اتهام ، به ایشان و بیش از 80 تن از طرفدارانش ، اعلام شد . آیت الله کاظمی بروجردی و 17 نفر دیگر از متهمین محکوم به اعدام شدند .
    پاره ای از اتهامات وارد به ایشان عبارتند از :
   

     1. محاربه و اقدام عليه امنيت ملي     2. برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام     3. نامشروع خواندن "ولايت فقيه"     4. نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد     5.متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گزاري در دين و دروغگوئي     6. ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها      7. متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم     8. استفاده از واژه‌ي "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي     9. ساختن دين جديدي به نام "دين سنتي"     10. سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي .

    دراینجا لازم می دانم نکاتی را ذکر کنم . در ابتدا باید برای خود همچنان متاسف باشیم که تَوهُماتی مانند "انرژی هسته ای" حق ما باشد ، اما ذره ای آزادی بیان ، حتی از سوی شخصی که مدتهای مدیدی مُهر شایستگی برای تقلید دینی را بر پیشانی داشت ، کفر محسوب شود و در تجسمی از نهایت نفرت ، حکم مجازات او ، حکم بی تردید اعدام باشد . از سوی دیگر ، اگر لباس تحجر خویشان خود را ، برای لحظه ای بر تن کنیم و حکم قاطع اعدام را شایسته ی چنین شخصی بدانیم ، آیا نباید از خود پرسید ؛ پس تکلیف همه ی آنانی که در جزئی ترین مسائل زندگی خود ، پای چنین مرجع تقلیدی را که اینک در یک کلام ، او را " بد " و یا " از خدا رانده شده " می خوانیم ، چیست ؟! و اینکه ؛ آنان که همچنان در مقام بلند پایه ی مرجعیت تقلید هستند و نامشان را به نیکی یاد می کنیم ، به کدامین تضمین ، در شایستگی خود پایدار خواهند بود؟!
    اما قبل از آنکه بخواهیم به سوال هایمان در لباس به عاریت گرفته ی تحجر ، پاسخی در خور دهیم ، آیا باید حکم اعدام را به سبب ریشه کن کردن کلیه ی کسانی که چنین می اندیشند بدانیم و یا حربه ای برای به خوف کشیدن هر آن کس که به  چنین اندیشه ای خطر می کند ؟ اگر به قصد ریشه بر کندن ، حکم اعدام سر دهیم ، در خیالیم اگر امروز و فردا را سر انجامی برای چنین احکامی بدانیم (که وجود مخالف هر عقیده ای غیر قابل انکار و از قوانین زندگیست .)  و اگر نه ، در کدام ساختار حکومتی ، برای درد انتقاد و عدم مقبولیت ، ترس و وحشت  تجویز می کنند ، جز نظام های دیکتاتوری ؟!   شاید این ها همان دغدغه های کسی باشد که "دین سنتی" را بر "دین سیاسی"  ترجیح می داد و اینک به مرگ محکوم است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط عمو صحرا | 
 
    همه ی آنچه در این مقاله می خوانید ، دیدگاهیست درباره ی فاجعه ای که هولوکاست نامیده شده است ، و قبول یا رد آن ، تنها از سوی آنانی می تواند معتبر باشد که به کند و کاوهای تاریخی می پردازند و البته بنده در این مقام نیستم و هدف از بیان آن ، که در نتیجه ی مطالعه ی پاره ای از اسناد اینترنتی متحد الموضع به انجام رسیده است ، تنها آگاهی نسبت به جزئیات موضوعی حامیان هولوکاست است .                                                                 (عمو صحرا)
     ......................................مقدمه ای کوتاه ..................................................
     رژیم هیتلری از روزی که قدرت را در آلمان بدست گرفت، با خشونت و گستاخی به سرکوب گروه های مخالف و قشرهای مختلف مردم پرداخت و یک محیط رعب و وحشت بوجود آورد. سال 1938 (که در برخی اسناد آلمانی از آن به عنوان «سال سرنوشت» نام برده شده) یهودستیزی آلمان هیتلری و آزار یهودیان مقیم آن کشور را به اوج تازه ای رساند.
     در این سال بود که هیتلر ، سیاست توسعه طلبی و تسلط بر سرزمین های همسایه را بشدت گسترش بخشید و همزمان به تدارکات برای آغاز جنگ جهانی دوم ادامه داد. تردیدی نیست که شدت گیری سیاست یهودستیزی هیتلر در این زمان، بخش جدائی ناپذیری از برنامه ها و اندیشه های سیاسی- ایدئولوژیک او بود. در این سال بود که به دستور هیتلر ویران سازی منظم و برنامه ریزی شده کنیساهای یهودیان در سراسر آلمان آغاز گردید. همزمان، او به بازداشت همگانی یهودیان آلمان و مصادره مغازه ها و فروشگاههای آنان و غارت اموال و صورت برداری از همه مایملک یهودیان به هدف تحریم آنها دست زد.
    
    ......................................باطل شدن گذزنامه ها............................................
    در 5 اکتبر 1938 به دستور هیتلر همه گذرنامه های یهودیان باطل شد و به آنانی که قصد مهاجرت و خروج از آلمان را داشتند گذرنامه جدیدی داده می شد ، که در آن مهر بزرگ (JUDE- یهودی و یا حرف J به علامت یهودی) زده شده بود. در گذرنامه های جدید که به یهودیان داده می شد، همه زنان را «سارا» و همه مردان را «اسرائیل» نام می گذاشتند که به آسانی شناسائی شوند.

    ....................................آتش زدن کلیسا ها و مغازه ها ....................( شب بلور )
    در شب بین نهم و دهم نوامبر 1938 ، طبق یک برنامه از پیش تنظیم شده، واحدهای وابسته به حزب نازی (گروه اس.آ. S.A.) به آتش زدن کنیساهای یهودیان و شکستن شیشه های مغازه ها و فروشگاههای آنان پرداختند. خرده شیشه های پنجره های مغازه ها چنان سطح پیاده روها را پوشانده بود که مانند بلور در زیر نور چراغ ها برق می زد و از این رو، فجایع آن شب آلمان هیتلری علیه یهودیان "شب بلور" (Kristallnacht کریستال ناخت) نام گرفت. در این شب پرفاجعه، 1406 کنیسا در سراسر آلمان به آتش کشیده شد و هزاران مغازه و فروشگاه یهودیان هدف حمله و غارت قرار گرفت.از زیباترین و مجلل ترین کنیساهای شهر برلین که در شب کریستال به آتش کشیده شد.
     
      *** (در اینجا بیشتر به اوج کشتار یهودیان می پردازیم و از حواشی آن که در حوصله ی این محیط نمی گنجد ، صرف نظر می کنیم .)***

      پس از مدتها که ستیز نژادی در آلمان بصورت کاملا آشکاری اعمال می شد مرحله ی جدیدی آغاز شد . در سال 1941 بود که نازی ها متوجه شدند که روش فعلی کشتار یهودیان ، یعنی تیرباران های دسته جمعی توسط جوخه های مرگ ، بسیار کند پیش می رود و در عین حال بسیاری از سربازانی که در این تیرباران ها شرکت داشتند ، با دیدن این صحنه ها به شدت تحت تاثیر قرار می گرفتند . پس لازم دیدند روش جدیدی ابداع کنند تا با صرف وقت و انرژی کمتر، تعداد بیشتری از یهودیان را از بین ببرند . بنابر این طرح کشتار مکانیزه ی یهودیان در اواخر همان سال به اجرا در آمد .

     .......................................اردوگاه مرگ.....................................................
     نخستین اردوگاهی که آلمانی ها در خاک لهستان برپا کردند ، در مکانی به نام "خلمنو"(CHELMNO) برپا گردید . کشتار در این اردوگاه از 8 دسامبر 1941 تا ژانویه ی 1945 بی وقفه ادامه داشت . هزاران نفر که در گتو شهر "لودج" برای قتل عام متمرکز شده بودند ، به اجبار عریان می شدند ، سپس آنان را وارد کامیون های ویژه ای می کردند که لوله ی گاز کاربوراتور کامیون به داخل انبار کامیون (که یهودیان در آن چپانده شده بودند) منتهی می شد . در نتیجه ی استنشاق این گاز ، همگی به  کام مرگ می رفتند . مسیر کامیون ها که به سمت قبرستان از پیش احداث شده ای در قلب جنگل حرکت می کردند ، از قبل تعیین شده بود . مامورین هیتلری اجساد آنان را در لابلای تیرهای چوبی قرار می دانند و آنان را به هدف تبدیل به خاکستر به آتش می کشیدند .( این اردوگاه با سه کامیون که در اختیار داشت ، در طول مدت برپایی حدود 300،000 یهودی و 50،000 کولی را تبدیل به خاکستر کرد.) 
     پس از تصویب طرح منظم نابودی یهودیان سه اردوگاه ؛  "لوج"(LODZ) ، "سوبی بور"(SOBIBOR) و "تربلینکا"(TREBLINKA) که هر سه در لهستان و  در نزدیکی راه آهن ، برای سهولت انتقال قربانیان از سراسر لهستان ، بر پا شدند ، شروع به کار کردند . در هر یک از این اردوگاه ها ، حدود 30 مامور آلمانی حضور داشتند که به شدت از همکاری یهودی ستیزان لهستانی بهره می بردند و این در نتیجه ی تبلیغات وسیع یهودی ستیزی در این کشور بود. در هر سه اردوگاه، در همان ساعات نخستین ورود قطار و آوردن قربانیان ، زنان و کودکان و مردان را که خود نمی دانستند به کجا رهسپارند ، مستقیما به قتلگاه می فرستادند. در این سه اردوگاه در طول جنگ جهانی دوم جمعا 1،700،000 نفر یهودی قربانی شدند که بخش بزرگ آنها از اهالی لهستان بودند .

     .......................................حمام های گاز سیکلون ب .........................................
    "آشوویتس"(AUSCHWITZ) بزرگترین و مجهزترین اردوگاه مرگ بود که آلمانها در طول جنگ جهانی دوم ،به پشتوانه ی حمایت همه جانبه ی اهالی یهودی ستیز لهستانی ، در این کشور بر پا کردند . حمایت و موافقت لهستانی ها از این نسل کشی ، امکان فرار حتی عده ای انگشت شمار را از این مکان ها ، تبدیل به رویایی کرده بود. در "آشوویتس" چندین حمام گاز خفه کننده احداث کرده بودند که قربانیان را به بهانه آنکه باید حمام کنند، لخت وارد آنجا کرده و سپس گاز سیکلون(Zyklon B) را از دوش ها وارد فضای بسته آنجا می کردند و یهودیان با عذاب بسیار جان می دادند. اجساد مقتولین به کوره های آدم سوزی منتقل می گردید تا به خاکستر مبدل شود.حمام های گاز خفه کننده
     رضایت آلمانی ها از بازده ی این حمام های گاز ، تا آنجا بود که دیری نپایید که پس از مدت کوتاهی ، یک کارخانه دیگر آدم کشی در کنار آن به نام  "بیرکناو"(BIRKENAU) برپا ساختند و از ماه مارس 1942 قتل عام یهودیان در این اردوگاه نیز آغاز گردید. از میان کسانی که به آنجا آورده می شدند ، تعدادی از مردان و زنانی که قدرت بدنی کافی داشتند برای انجام خدمات مختلف در اردوگاه به کار گرفته می شدند و یا برای آزمایشات پزشکی گزیده می شدند . برخی پزشکان ددمنش آلمانی، آزمایش های بسیار خطرناک خود را روی این گونه قربانیان انجام می دادند. هنگام اجرای عمل جراحی آزمایشی ، معمولا از بیهوش کردن قربانی خودداری می ورزیدند تا آزمایش آنان در شرائط  واقعی تری  انجام گیرد.عملیات پزشکی بدون بیهوشی به روی یهودیان
      در بهار و تابستان سال1944 که آلمان در جنگ رو به ضعف می رفت ، یهودی کشی در دو اردوگاه مرگ "آشوویتس"  و  "بیرکناو"  شدت گرفت، زیرا یهودیان مجارستان و یهودیان گتوی "لودج" به این کارخانه آدم کشی فرستاده شدند و همدستان هیتلر عجله داشتند هر چه زودتر آنها را نابود کنند. همدستان هیتلر عجله داشتند هر چه زودتر آنها را نابود کنند. در طول سال های جنگ، حدود 1،100،000 نفر یهودی در "آشوویتس" و "بیرکناو" به قتل رسیدند و همراه با آنان حدود 70،000  نفر پارتیران لهستانی، 250،000 نفر کولی و حدود 150،000 نفر از اسیران جنگی شوروی و شماری از شهروندان کشورهای دیگر نیز در آنجا بیرحمانه کشتار شدند.

    .......................................... سرانجام  فاجعه...............................................
    قدرت آلمان نازی و اشغالگری های آن تا زمستان سال 1942 به اوج خود رسید. هیتلر قول داده بود که رژیم پاک آریائی، «که در آن افراد نژاد پست چون یهودیان، کولی ها، کمونیست ها و آزاد اندیشان وجود نداشته باشند!»، یک هزار سال دوام خواهد آورد. ولی قدرتی که پایه های آن بر ستمگری و جنایت نهاده شده بود، پیش از آغاز بهار سال 1943 در مسیر قهقرائی گام گذاشت که به انهدام این رژیم جهنمی انجامید. هجوم ارتش متفقین به ایتالیا در تابستان 1943 یکی از نشانه های نزدیکی فروپاشی حکومت هیتلری بود . در تابستان 1944 (ماه ژوئیه) ارتش متفقین از خاک بریتانیا در ناحیه نورماندی فرانسه نیرو پیاده کرد تا با کمک جنگ افزارهای زیادی که از ایالات متحده دریافت کرده بود، و به کمک فعال سربازان آمریکائی، به مصاف ارتش آلمان بشتابد. در نخستین ماههای سال 1945 هجوم گسترده نیروهای متفقین برای اشغال آلمان و به زانو درآوردن ارتش هیتلر آغار شد که به تصرف برلین پایتخت آلمان انجامید. هیتلر ناچار به خودکشی شد و آخرین آثار مقاومت آلمان نازی در هم شکست و جنگ جهانی دوم پایان یافت.هنگامی که سربازان متفقین وارد اردوگاههای مرگ شدند، دیدن اجساد پراکنده آنها را تکان داد
      صدها هزار نفر یهودیانی که در دهها اردوگاه مرگ، هنوز توانسته بودند زنده بمانند، توسط سربازان متفقین آزاد شدند. سربازان در برابر خود در واقع اسکلت های متحرکی یافتند که برق زندگی در چشمان آنان دیده نمی شد. افرادی بسیار لاغر و بیمارگونه بودند که توان لبخند زدن نداشتند. اجساد هزاران نفر مرد و زن و کودکی که زندانبانان آلمانی شتابزده آنان را پیش از فرار خود به قتل رسانده بودند، محوطه اردوگاههای را پر کرده بود. آنانی که زنده مانده بودند اجساد عزیزان خویش را در برابر چشم خود می دیدند. انبارهای اردوگاهها از موی سر کشته شدگان و یا عینک های آنان و دندان های طلا و حتی کفش ها و چمدان های پر یا خالی مملو بود. آلمانی ها که به نظم و ترتیب علاقه ای جنون آمیز داشتند، همه چیز را بطور جداگانه در انبارها نگاهداری میکردند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 

خبر فوری: دادگاه ویژه روحانیت حکم اعدام آیت الله کاظمینی بروجردی را صادر کرد

به گزارش منابع موثق ، روز يك‌شنبه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۸۶ اولين دادگاه رسمي آيت الله كاظميني بروجردي و بيش از ۸۰ تن از يارانش در سه شعبه‌ از دادگاه ويژه‌ي روحانيت واقع در خيابان زعفرانيه‌ي تهران، بطور غيرعلني و بدون برخورداري از حق داشتن وكيل برگزار گرديد. بعد از تفهيم اتهامات ، حكم اوليه‌ي اعدام آيت الله بروجردي و ۱۷ نفر ديگر از متهمين پرونده ، ابلاغ گرديد و ساير متهمين به مجازاتهاي سنگين و طولاني مدت محكوم شدند . بنابر گزارش نزديكان آيت‌الله بروجردي، اتهامات وي بيش از ۳۰ فقره بوده كه اهم آنها عبارتند از:

۱- محاربه و اقدام عليه امنيت ملي

۲- برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام

۳- نامشروع خواندن “ولايت فقيه”

۴- نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد

۵- متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي

۶- ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي براي آنها از اوضاع داخلي كشور

۷- متهم كردن مسئولين بلندپايه نظام در كوتاهي نمودن نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي “ديكتاتوري ديني” به جاي “جمهوري اسلامي” در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي

۸- ساختن دين جديدي به نام “دين سنتي”

۹- سوء استفاده از لباس روحانيت

۱۰- استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و …

بگزارش شاهدان عيني ، آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي در حالي كه آثار ضعف جسماني و جراحات شديد بر بدنش كاملا مشهود بود و به شدت از بيماري پاركينسون رنج مي‌برد و به سختي سخن مي‌گفت، قاضي و دادستان را مخاطب قرار داده و در دفاع از خود و يارانش به اين گفتار بسنده كرد كه :

من در سالهاي ۱۳۷۴ و ۱۳۷۹ نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم. جرم حقيقي من مسائل سياسي و امنيتي نيست. اختلاف من با حكومت، اعتقادي ست. اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي ، شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و “ولايت فقيه” را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد.

لازم به ذكر است آيت الله بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،اما تا كنون اقدامي عملي جهت حمايت و احقاق حقوق وي و يارانش صورت نگرفته است . بدينوسيله به سازمانهاي مدافع حقوق بشر و خبرگزاريهاي جهاني هشدار مي‌دهيم كه تاريخ در برابر هرگونه سكوت و بي‌توجهي شما، قضاوت تلخي خواهد داشت.

       این خبر بطور کامل از خبر نامه ی امیر کبیر برداشته شده است و تنها جهت اطلاع رسانی آورده شده .

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
یک دختر ایرانی در اعتراض  لباس از تن بر می کند 
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
                ستاره دار ها
+ نوشته شده در  جمعه 11 خرداد1386ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط عمو صحرا | 
           بهتان مگوی
     که آفتاب را  با ظلمت نبردی در میان است .

            آفتاب از حضور ظلمت دلتنگ نیست
              با ظلمت در جنگ نیست.
                ظلمت را به نبرد آهنگ نیست ،
            چندان که آفتاب تیغ بر کشد
                 او را مجال درنگ نیست.

            همین بس که یاری اش مدهی
          سواری اش مدهی.                        (احمد شاملو)

                                                 دریغا اگر آفتابی در کار می بود !!      

 سه ویدئوی تصویری از مبارزه با اراذل و اوباش در خیابان های تهران و در ملا عام :

    {۱}      {۲}     {۳}  

دیدن یکی از این ویدئو ها کفایت می کند .                  

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط عمو صحرا | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 1:13 قبل از ظهر  توسط عمو صحرا | 

+ نوشته شده در  جمعه 4 خرداد1386ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
+ نوشته شده در  جمعه 4 خرداد1386ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
حتما از خبر دستگیری سید حسین موسویان به جرم جاسوسی و آزادی او مطلع هستید.

اما بشنوید از خود  "سید حسین موسویان" :
      در 1336 در کاشان زاده شد . مدتی رئیس جهاد سازندگی کاشان بود و به دلیل تسلط به زبان انگلیسی ، مدتی نیز مدیر مسئول روزنامه ی انگلیسی تهران نایمز بود . از زمانی فعالیت های دیپلماتیکش شروع شد که به عنوان مدیر کل اروپای غربی در دستگاه وزارت خارجه ی علی اکبر ولایتی منصوب شد . پس از آن به عنوان سفیر ایران در آلمان به مدت 8 سال مشغول بود و این در زمانی بود که فاجعه ی معروف میکونوس در آلمان به وقوع پیوست.( در این مورد نیز توضیحاتی خواهم آورد . ) زمانی که حسن روحانی مسئولیت پرونده ی هسته ای ایران را برعهده داشت موسویان رئیس کمیته ی بین المللی و عضو ارشد تیم مذاکره کننده بود و سخنگوی هیئت ایرانی به شمار می رفت . در دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد ساختار مزاکره کننده ی ایران به کلی تغییر کرد و او با جواد وعیدی جایگزین شد ، همانطور که حسن روحانی با لاریجانی .
      در مورد جریان میکونوس(ویدئوی مصاحبه با موسویان در جریان میکونوس) در دوره ی ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، سفیر ایران در آلمان همین آقای موسویان بوده است . در نتیجه ی ترور چهار کُرد ایرانی که از رهبران بلند پایه ی کُرد به شمار می آمدند ، در رستورانی به نام میکونوس در آلمان ، چهار غیر ایرانی و یک ایرانی (کاظم دارابی) به اتهام شرکت مستقیم در این ترور بازداشت شدند. در حالی که منطقا ، سفارت ایران باید به دنبال دلایل این ترور در آلمان می گشت و از حقوق  شهروندان خود در کشورهای بیگانه دفاع می کرد ، اما این مامورین آلمانی بودند که به دنبال فرماندهان ایرانی این ترور می گشتند . در این میان اتهاماتی نیز به سید حسین موسویان وارد شد. در نتیجه ی اکتشافات دیگر پلیس آلمان و دامنه دار شدن ماجرا به عرصه ی بین الملل ، تعدادی از مقامات ارشد ایرانی از ورود به چندین کشور ، از جمله آلمان ، منع شدند و در صورت ورود به این محدوده ها  حکم بازداشت آنان اجرا می شود. بنا بر این ، پرونده ی قدیمی میکونوس ، همچنان باز و دامنگیر مقامات ارشد ایرانی از جمله آقای هاشمی رفسنجانی و مقام رهبری و ... است .
    اینک پس از سال ها ، اختلافات داخلی بین مقامات ارشد کشور ، آنان را به یاد سابقه های کاریشان در گذشته می اندازد . تا آنجا که احمدی نژاد بدون در نظر گرفتن این مسئله که در صورت آشکار سازی پرونده های ناپاک یکدیگر ، هیچ یک از دولتمردان ، سودی عایدشان نمی شود ، از کشف جاسوسی بلند مدت یکی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی ، یعنی موسویان خبر می دهد و طرفداران او نیز با همان منطق ، راهش را ادامه می دهند (اشاره به پست قبل):
              <<<     تو که بر بار خود آبگینه داری ........ چرا بر بار مردم می زنی سنگ!!    >>> 
 از جمله حمایت های آشکار در این موضوع ، بیوگرافی مرکز اسناد انقلاب از سید حسین موسویان است که در سایت آن آمده است ، که قلم این منبع ، برای نوشتن ناسزا آماده تر بود تا بیوگرافی . در عین حال پس از چند روز بازداشت ، با حمایت علنی هاشمی و اعلام بیگناهی او، موسویان از زندان آزاد شد .

                                                                                                ...عمو صحرا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
  هاشمی رفسنجانی مدتهاست که در جبهه ی مقابل احمدی نژاد قرار دارد که احتمالا بر هیچ شهروند نیمه آگاهی پوشیده نیست. اما در ظاهر احمدی نژاد کوچکتر از آن است که رفسنجانی با او مخالفت کند. در هر حال گاهگداری در روزنامه هایی که به نظر من ، تمام اهدافشان بعد از مرحله ی چاپ تمام می شود ، نشانه هایی از این مخالفت ها به چشم می آید . تمام این انتقاد ها قابل چشم پوشی هستند اما نه آنجا که احمدی نژاد قرار باشد احمدی نژادی عمل کند . بعد از یک سری انتقادات همیشگی روزنامه های وابسته به طیف های وابسته به نظام ، و نه به دولت ، و بعد از دست گلی که احمدی نژاد در مورد ملوانان انگلیسی به آبهای اروند رود داد ، شدت انتقادات بر ضد دولت نهم افزایش یافت و تک تک مخالفان (اعم از آنان که در انتخابات گذشته رقیب احمدی نژاد بودند و آنان که احتمالا در آینده رقیب او خواهند بود ) شروع کردند به اظهار نظر آشکار . پس از دستگیری " سید حسین موسویان " به اتهام جاسوسی و فروش اطلاعات به مراکز مختلف بین المللی و اپوزیسیون های خارجی ، هاشمی کاملا با احمدی نژاد رو در رو شد و با اعلام آزادی متهم با وثیقه ی ناچیز 200 ملیون تومانی هاشمی از این بازی برنده بیرون آمد . اما اینک در گیری ها بین طرفداران این دو جناه گسترش یافته است . تا جایی که هر آنچه در وصف هاشمی گفتنی بود ، از زبان عاشق همیشگی احمدی نژاد ؛ " فاطمه رجبی " ؛ ( که اگر نام او اینک بر زبان ها جاریست تنها به دلیل وسعت کاربرد نام احمدی نژاد است !! )   جاری شد . تا آنجا که هاشمی را " قیصر " و مدیر مسئول روزنامه  ی جمهوری اسلامی را "  کارگزار قیصر " خوانده و هدف قیصر را نیز به صلیب کشیدن  رئیس جمهور اعلام کرده است . قسمت هایی از این مقاله در اینجا آورده شده است :

"اين كه بغض و كينه و حسد شكست هاشمي رفسنجاني و پيروزي احمدي‌نژاد، اين "مأمور معذور" را از حالت عادي خارج ساخته، و هر چه بر پيروزي‌هاي شگفت‌آور احمدي‌نژاد افزوده مي‌شود، اين "عدم تعادل روحي" در "ارباب" و "رعيت" بيشتر مي‌شود نيز ترديدناپذير است. "

"از قلمي كه براي رئيس مافياگران، واژه "آيت‌ الله" به كار مي‌برد، و فساد رسواي خانداني او، و تباهي انديشه‌‌ي ضدولايتي او را تطهير مي‌كند، و چون يك مأمور اجنبي بر حضرت آيت‌الله مصباح يزدي به جرم "رواج انديشه‌‌‌ي اسلام ناب" مي‌تازد، چه انتظاري بايد داشت كه عدالت را تحمل كند."

"كارگزار قيصر فراموش كرده كه "قيصر يا همان ارباب او" در 16 سال گذشته، شاهد، ناظر و حامي ملاقات‌ها، روابط و ... پنهان با امريكا بوده، كه طشت اين رسوايي پس از روي كار آمدن احمدي‌نژاد از بام به زمين افتاد. آيا دستگيري "حسين موسويان" سبب اين عدم تعادل روحي گرديده است؟ چرا كه پي‌گيري پرونده او شاه‌كارهاي شخصيت‌هاي برجسته‌ي نظام !!! را در ارتباط با بيگانگان روشن مي‌كند."

"آيا بازگشت مافياگران قدرت و ثروت، خويشاوندسالاران غارتگر، سياست‌بازان پنهان‌كار و ذلت‌پذير، و آنان كه ملت كمترين اعتمادي به آن‌ها در عرصه‌ي فكري، سياسي و عملي ندارند، تا اين حد ضروري است كه اين كارگزار قيصر چنين ديوانه‌وار صفحات روزنامه "جمهوري اسرائيل" را سياه كند؟"

                اصل مقاله ی فاطمه رجبی و مقاله روزنامه ی جمهوری اسلامی

          ...اگر مایل به داشتن اطلاعات بیشتری در مورد این خانم منتقد هستید :

      {۱}    {۲}    {۳}

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط عمو صحرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اندیشیدن در سکوت.
آنکه می اندیشد
به ناجار دم فرو می بندد
اما آنگاه که زمانه
زخم خورده و معصوم
به شهادت اش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت . (شاملو)

نوشته های پیشین
اسفند 1386
دی 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آرشیو موضوعی
سیاسی
کاریکاتور
نویسندگان
عمو صحرا
ح.ص
پیوندها
فریاد حق طلبی
اعتماد ملی
هم آوا
بهرین
جامدادی (--------عالیه--------)
اکبر گنجی و ...
کاریکاتور ( الکساندرو گاتو )
دکتر nkn ( برنامه نویسی )
زرتشتیان ایران
ایلنا (خبر )
ایرنا (خبر )
ایران کارتون
کلاچینکف(خبری-تحلیلی)
سفیر لینک (لینک های دیدنی و خواندنی)
روزنا (خبر)
سلام دموکرات
آوای دیگر
عصر ایران ( خبری-تحلیلی )
هاشور ( جدید )
تحکیم وحدت
مجید مهجور (کاریکاتوریست)
انجمن کاریکاتور تبریز ( تبریز کارتونز )
شاپرال ( -------عالیه------- )
علی افشاری
محسن سازگارا
احمد باطبی
تقویم دیجیتالی (هنر)
امید معماریان
فارس نیوز
مزدکام
مرکز اسناد انقلاب
مدرسه ما ( از طلاب )
آناهید (جدید)
سپهر نیوز
نصور نقی پور (الفبای سرخ )
فرشاد یزدی
فاطمه رجبی
قالیباف
المزخرف
کوردیش کارتون
نیک آهنگ کوثری
خبرنامه ی امیر کبیر
تا آزادی پلیتکنیک(شهبازی)
عباس .ف.خ.ر
میدان زنان
مسیح علی نژاد
مسعود بهنود
نجات پاسارگاد
نشریه سگال
بهروز جاوید تهرانی (در خطر)
کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
کمپین آزادی پلیتکنیک (آدرس جدید)
خبرگزاری نوروز
خبرگزاری آفتاب
شهروند (هفته نامه)
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
آذز
کیمیا ( لینک دهید)
توکا نیستانی (وبلاگ)(کاریکاتوریست)
توکا نیستانی (سایت)(کاریکاتوریست)
بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست)
خرمگس خاتون (فروغ)
گلدان خالی(مرد بارانی)
علیرضا7ساله(کاریکاتوریست)
خبرنامه ی دیدبان حقوق بشر (ایران)
ایران نام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar